همه با هم - آخرين عناوين دلنوشته :: نسخه کامل http://baham91.ir/adabi/delneveshte Sat, 24 Feb 2018 17:23:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://baham91.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری همه با هم http://baham91.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری همه با هم آزاد است. Sat, 24 Feb 2018 17:23:18 GMT دلنوشته 60 دل نوشته یک بیمار تالاسمی http://baham91.ir/vdcj8ae8.uqeyhzsffu.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ زاهدان بلاگ؛نامه یک بیمار تالاسمی، از طرف خودم و همه کسانی که هر روز و هر صبح به واسطه عشق شما عزیزان چشم باز می کنند و لبخند مهربان مادر، قامت استوار پدر و شادی کودکانه برادر و خواهرشان را می بینند سپاسگزارم، ما همه دستان پر مهر شما را به گرمی می فشاریم، کلامی نمی توانیم بگوییم جز اینکه خیلی دوستتان داریم وممنونیم.قصد دارم چند خطی از دلنوشته هایم را برایتان بگویم، امیدوارم دوست داشته باشید و به دلتان بنشیند؛ چرا که می گویند هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. زندگی دوبارهدوست من همراز من می دانی اولین بار که برای دریافت هدیه ات آمدم چند ساله یا چند ماهه بوده ام!می دانی چقدر به دنبال چهره مهربانت بودم تویی که مرا نمی شناختی ومن نیز چُنین، اما مهربانیت گویای روح بزرگت بود و به راستی چه تفاوتی برای تو داشت، اما من هر بار عروسک زیبایم که تمام دنیایم بود را با خود می آوردم تا به تو هدیه بدهم، آری! سالهاست که در کنار منی و هر بار که ضعف و ناتوانی سراسر وجودم را در بر می گیرد تو مرا در می یابی، اگر من خسته شدم تو خسته نشدی، دمیدن روح والایت در من هرگز تمامی نداشت.چتر مهربانیت همیشه برسرم باز بود، به من آموختی دیگر از بارش باران خیس نخواهم شد زیرا سرپناهی بر من خواهی بود؛ اکنون دیگر سرما مرا نخواهد آزرد زیرا گرما بخشم خواهی بود، اکنون دیگر یک روح در دو کالبد هستیم.زیبایی، عظمت و قدرت خدا را در وجود مهربان تو می بینم آن زمان که خداوند دانا انسان را آفرید و با تعلیم خلایق هستی خلقت را به قایت رساند تاج شرافت را بر سر برترین آفریده خود نهاد این تاج بر سرت چه زیبا نشست.می دانم ...می دانم فرشته مهربانی، هرچه از عظمتِ روحت بگویم کم است، اما خدای خود را شاهد می گیرم وجود توست که دردها را از یادم می برد و آینده را در امروز می بینم.نسیم بالهایت مرابه شوق می آورد، ای شاخ های افروخته که به من آموختی هیچ شمعی با روشن کردن شمع های دیگر خاموش نخواهد شد.آری! ای اهدا کننده زندگی، مشکلاتم را تحمل و پشت سر گذاشتم و امروز در جامعه به زندگی خویش ادامه می دهم، همواره می کوشم و می جنگم، فقط و فقط با یاری قدم به قدم تو، و امروز من به خانواده ام می گویم: من دیگر عروسک کودکی ام را ندارم! زیرا تو ای اهداکننده زندگی، با ایثارت کتاب های دبستانم به کتاب های دانشگاهی تغییر یافت، نمی دانم تا کجا پیش می روم! اما از اینکه هر لحظه سایه ات در کنار وجودم در حرکت است احساس امنیت می کنم و ایمان دارم خداوند برای هر انسان یک فرشته نگهبان آفرید، فرشته من، دوست من، همراه و همراز من سپاس و ستایش بی کران و صمیمانه ترین درودهایم نثار وجود پاکت.پایدار و پاینده باشی، بقای من و بقای روحم در گرو مهربانی توست. ]]> دلنوشته Sun, 21 Jun 2015 06:56:18 GMT http://baham91.ir/vdcj8ae8.uqeyhzsffu.html ما انتظار را در کلام خلاصه کردیم! http://baham91.ir/vdcfmxd0.w6dxyagiiw.html وبلاگ شهدای تاسوکی نوشت:بسم الله الرحمن الرحیمانتظار...!در روزگار ما کلمه ای آشنا و در عین حال غریب است...ما انتظار را در کلام خلاصه کردیم!سراسر هفته گناه و شب جمعه "اللهم عجل لولیک الفرج"...آری!براستی که امام مان منتظر تر از ما هستند..."ما هنوز معنی انتظار را نفهمیده ایم"خداوندا! ما را از منتظران واقعی امام غریب مان قرار بده...الهی! بخاطر بنده های خوبت منجی عالم بشریت را برسان! ]]> دلنوشته Tue, 17 Mar 2015 05:16:20 GMT http://baham91.ir/vdcfmxd0.w6dxyagiiw.html دلنوشته ای به امام زمان http://baham91.ir/vdciryaz.t1a3u2bcct.html وبلاگ منتظران بهشتی نوشت : وقتی ابرهای تیره چهره خورشید راپوشانده ودشت ودمن از دست بوسی افتاب محروم گردیده وسبزه وگل ازدوری مهر عالم تاب پزمرده است چاره چیست؟زمانی که عصاره افرینش وخلاصه خوبی ها اینه زیبایی ها رخ در نقاب غیبت کشیده وجهانیان از فیض حضور اوبی نصیب مانده اند چه میتوان کرد؟گل های باغ چشم به راهند تا سایه باغبان مهربان را برسر خودببینند واز دستان پرمهر او اب حیات بنوشند ودل های مشتاق بیتاب چشم های اویندتا عنایت شورافرین اورا لمس کنندواینجاست که انتظار شکل می گیرد.اری همه منتظرندتا او رابیابندوسبزی ونشاط را به ارمغان اورد.انتظارمهدی انتظارمصلح جهانی است.انتظارحکومت عدل جهانی است وانتظار تحقق همه خوبی هااست.-ای-به-امام-زمان.jpgبه راستی انتظار چه زیبا وشیرین است اگر زیبایی ان در نظرایدوشیرینی ان در کام دل چشیده شود.انتظارچشم به راه بودن است واین چشم به راهی به تناسب بستر وزمینه ان ارزش پیدا می کندواثاروپیامدهای دارد.انتظارتنها یک حالت روحی ودرونی نیست بلکه ازدرون به بیرون سرایت می کند وحرکت واقدام رامی افریند.بنابراین انتظار با نشستن ودست روی دست گذاشتن نمیسازد.انتظار باچشم به در دوختن وحسرت خوردن تمام نمی شودبلکه درحقیقت انتظار حرکت ونشاط وشور افرینی نهفته است.سخن پیامبر(ص) در مورد انتظار:بهترین اعمال امت من ((انتظار))فرج است.امام صادق (ع)فرمود:((کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد پس منتظرباشد ودر حال انتظارپرهیزگاری پیشه کند وبه اخلاق نیکواراسته گردد...))درپایان:انتظارفرج انتظاری است که ویزگی خاص ومنحصر به فرد دارد که لازم است به خوبی دانسته شود تارمز ورازان همه فضیلت واثار که برای ان خواهیم شمرد اشکارگردد.الهم عجل لولیک الفرج ]]> دلنوشته Sat, 31 Jan 2015 09:57:21 GMT http://baham91.ir/vdciryaz.t1a3u2bcct.html دل نوشته پسر شهید شهرکی به وزیر آموزش و پرورش http://baham91.ir/vdcizqaz.t1a3r2bcct.html وبلاگ دانش اموزان برتر نوشت : در آستانه افتتاحیه هفتمین نشست مجلس دانش آموزی، محسن شهرکی اصیل پسر شهید عیسی شهرکی اصیل با زبان ساده و شیرین خود نامه ای به علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش قرائت کرد.متن این نامه به شرح زیر است:سلام علیکم وزیر محترم آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایرانمن محسن شهرکی اصیل پسر معلم شهید دلسوز عیسی شهرکی اصیل هستم آمده ام تا پیام شهادت پدر دلسوز مهربان و دوست داشتنی خودم را خدمت شما وزیر محترم و مهربان عرض می کنم همچنین پیام شهادت پدرم را به ساحت مقدس آقا امام زمان عرض کنم و به او بگویم من افتخار می کنم پسر شهید هستم و منتظر می مانم تا آقایم بیاید و به من کمک کند تا خون پدرم را از دشمنان اسلام که با نامردی بدن نازنین پدرم را تیرباران کرده اند بگیرم. من خیلی دوست دارم از یاران امام زمان باشم.آقای وزیر چرا آن نامردان پدرم را تیرباران کرده اند او که دوست داشت به دانش آموزان درس بیاموزد و بیشتر عمر خود را در این راه سپری کرد چرا باید با پدر من اینجوری رفتار کنند تا قلب من به درد بیاید و دلم بسوزد تا آخر عمر من دوست دارم فقط یک بار دیگر پدرم بیاید و دست برسر من با مهربانی بکشد.آیا شما می توانید این کار را برای من انجام دهید؟!محسن پسر شهید فراموش نشده عیسی شهرکی اصیل ]]> دلنوشته Mon, 19 Jan 2015 08:22:10 GMT http://baham91.ir/vdcizqaz.t1a3r2bcct.html حرف دلی با صاحب الزمان (عج) http://baham91.ir/vdch6mnz.23nwmdftt2.html گندم پرس نوشت : آخر مگر قرار است نیایی؟ یا تا کی می خواهی در غیبت بمانی؟دارم نا امید می شوم آقا باید زودتر بیایی .گویند نا امیدی کفر است ولی دارم نا امید می شوم آقا تا کی می خواهی در غیبت بمانی؟اگر صبرم زیاد است اما عمرم تمام می شود آقا زودتر باید بیایی. اگر در بیداری نیایی کاش در خوابم بیایی. کاش وقت نماز یا زمان راز و نیاز یک نگاهی به من بیاندازی.کاش لااقل می خواندی، گر چه نا قابلیم، ولی آقا ما هم آرزو به دل داریم، فکر کردیم ما هم پیش تو آبرو داریم. فردا روز آمدن است آقا باید زودتر بیایی.بایدی در کار نیست، اما وقت، وقت آمدن است آقا باید زودتر بیایی.جمعه ها دلگیرند، قلبها بهانه می گیرند تا کی می خواهی در غیبت بمانی؟ زمان و زمین به هم ریخته است آقا زودتر باید بیایی.سلام می دهیم به هم ولی دل خوشی ز هم نداریم . دنیا خراب می شود آقا ز بیدادی، بیا که دلم پر ز غصه و غم است، آرزو دارم نمیرم مگر اینکه لحظه ای تو را بینم، آخر تا کی می خواهی نیایی؟کاش می آمدی، که ظلم و جور فغان می کند در این دنیا، زمان زمان آمدن است، باید زودتر بیایی. چهره ها چهره های نورانی است اما دلمان عجیب عصیانی است. حرفها چه حرفهای عرفانی است آقا، ولی هیچ عملی در کار نیست، نمازمان نماز ریایی است آقا برای خدا نیست، باید زودتر بیایی. همه ما حق هستیم و باطلی در کار نیست!!!،دنیا دنیای خرابی است، همه در کنار هم هستیم ولی هیچ کس با هیچ کس نیست. غیبتت زیاد شده است آقا و صبر ما کم است آقا. می شود به فکر ما باشی یا که در کنار ما باشی زندگی کمی سخت است علتش همان صبر است هیچ رحمی بر دل هیچ کس نیست هیچ راهی جز ظهورت نیست. حال وقت آمدن است آقا.بر زمین هم نگاهی کن ، وقت آن است که بر زمین آیی، آخر تا کی می خواهی فقط نظاره گر باشی. ظلم و جور این دنیا در نهایت است، سردار. پا بر زمین بگذار، چشم ها را بکن بیدار.آمین ]]> دلنوشته Wed, 07 Jan 2015 05:39:52 GMT http://baham91.ir/vdch6mnz.23nwmdftt2.html حرف دل http://baham91.ir/vdcbzsb8.rhb9gpiuur.html  وبلاگ «معبر سایبری بی سنگر» نوشت: این پست با تاخیر گذاشته شد بنا به دلایلی ..: چه خوب که مردم ناراحتن از رفتن مرتضی پاشایی…! کسی که صداشو گذاشت واسه مردم…! کسی که به قول خودش با تشویق مردم بزرگ شد….! کسی که مردم همه جوره هوای خودشو خانواده شو داشتن و از الان بیشتر دارن….! کسی که صداشو فدای مردم کرد…! چه بد که مردم از رفتن اونایی که جونشو ، جیگر گوششونو و همه ی تکیه گاهشونو دادن ناراحت نیستن حتی عده ای از آوردن اسمشونم بدشون میاد ، از پیکرای پاکو مطهرشونم بدشون میاد. چرا؟ بعد از مرتضی مردم خوب هوای خودشو خانوادشو دارن ولی بعد از شهدا باید خانواده هاشون تحقیر بشن. مرتضی ! تو سرپرست خانواده نبودی ولی مردم هوای خانوادتو خوب دارن. اما سرپرستایی که جون دادن واسه خاطر پولی که خانوادشون از بنیاد شهید میگیرن واسه بودن ، واسه زندگی کردن ، میشن دزد.   مرتضی ! راستی پولی که تو واسه کنسرتت می گرفتی بیشتر بود یا پولی که خانواده ی شهدا دریافت می کنن؟ مرتضی! خدا رحمتت کنه تو وصیت نامه ات گفته بودی پیش خدا آرومی . ما هم دعا می کنیم اگه آهنگی خوندی که خدا دوست نداشت به سوز صدای مناجات شهدا خدا ازت بگذره. اگه تو مجلس یا کنسرتی شرکت کردی که خدا دوست نداشت ؛ به حق روی مین رفتن جیگر گوشه های مادرا خدا ازت بگذره. اگه تیپ و قیافه ات گاهی اوقات شبیه بچه شیعه نبود و باعث گناه کسی شد خدا به حق نوجوانای سیزده ساله ای که مثل بیست و چندسالگی تو ریش نداشتن و لباس خاکی تنشون بود ازت بگذره. خدا کنه درد سرطانت مثل درد ترکش توی بدن 18 ساله ها باعث شده باشه که پاک رفته باشی. خدا رحمتت کنه مرتضی. اگه رفتی بهشت سلام ما رو به شهدا برسونو بگو شرمنده ایم پ.ن :ممنون از دوست عزیزم “غریبه ” که این پست رو برامون آماده کرد ! ]]> دلنوشته Mon, 29 Dec 2014 08:36:37 GMT http://baham91.ir/vdcbzsb8.rhb9gpiuur.html دلتنگم و احساس تنهایی می کنم http://baham91.ir/vdcj8xev.uqehxzsffu.html وبلاگ شهیده نسترن نوشت : در سرزمین ما نسترن هایی بودند که عزیزانشان را از دست دادندودرخت آزادی رابا خون خودشان آبیاری کردند.به راستی دلتنگم و احساس تنهایی می کنم .دلتنگم به خاطر عزیزانی که برای ناموس و دفاع از شخصیت زنان جامعه به شهادت رسیدند اما اکنون خیلی ها قدرشان را نمی دانند.نمی دانم نسترن عزیزم اگر می توانستی به این دنیا برگردی به دخترانی که ارزش و مقام معنوی زن را با بی حجابی زیر سوال می برند چه می گویی ؟افسوس...افسوس....گاه دلتنگت می شومدلتنگ تر از تمام دلتنگی هاحسرت ها را می شمارمو با ختن ها را صدای شکستن هارانمی دانم من کدامین امید را نا امید کردمو کدامین خواهش را نشنیدمبه کدامین دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگمنسترن جان ]]> دلنوشته Sat, 20 Dec 2014 04:10:29 GMT http://baham91.ir/vdcj8xev.uqehxzsffu.html مرکز مشاوره درمانی خدا /کلینیک شنوایی! http://baham91.ir/vdcaoon6.49nay15kk4.html وبلاگ شهریار زاهدان نوشت : به مركزدرمانی خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که ناخوشم ...خدانگاهی به فشار خونم انداخت ، معلوم شد که گذشت وترحم ام پایین آمده.زمانی که دمای بدنم را سنجید ، دماسنج 40 درجه اضطراب واسترس نشان داد.آزمایش ضربان قلب نشان داد که به ذكر"یامَنِ اسمُهُ دوا وذِكرُهُ شِفاء" نیاز دارم ، تنهایی سرخرگ هایم را مسدود کرده بود، معلوم شد كمترزمزمه ی قرآنی دارم . به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!پیش از اینها فکر میکردم خدا - شعر قیصر امین پور - عطر خدا www.Atrekhoda.comخدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :هر روز وقت نماز صبح خودم راباتلاوت آیات قرآنی سیراب كنم.هر روز صبح یک لیوان الحمدلله رب العالمین بنوشمقبل از رفتن به محل کارمیوه ی آیة الكرسی بخورم .هر ساعت یک کپسول صبر ، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق ومحبتبنوشم .و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص پاكدستی و وجدان آسوده مصرف کنم.امیدوارم خدا نعمتهایش را بر سرمان سرازیر کند :رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،لبخندی به ازای هر اشک ،دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،و اجابتی نزدیک برای هر دعا ... ]]> دلنوشته Mon, 06 Oct 2014 09:54:51 GMT http://baham91.ir/vdcaoon6.49nay15kk4.html به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمي... http://baham91.ir/vdceef8z.jh8vni9bbj.html وبلاگ روانشناسی عمومی زاهدان نوشت: به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمي...به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمي اوني که زود مي رنجه زود ميرهاما زود هم برميگرده ولي اوني که دير مي رنجه دير ميره اما ديگه برنميگرده... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمي رنج رو نبايد امتداد دادبايد مثل يک چاقو که چيزها رو مي بره و از ميانشون ميگذرهاز بعضي آدما بگذري و براي هميشه قائله رنج آور رو تموم کني... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميشايد کسي رو که روزي با تو خنديده از ياد ببرياما هرگز کسي رو که با تو اشک ريخته فراموش نميکني... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميعشق ورزيدن بزرگترين هنر دنياست... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمياز دردهاي کوچيکه که آدم مي نالهولي وقتي ضربه سهمگين باشه آدم لال ميشه... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمياگه بتوني ديگري رو همونطوري که هست بپذيريو هنوز عاشقش باشي عشق تو کاملا واقعيه... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميهميشه وقتي گريه ميکني اوني که آرومت ميکنه دوستت دارهاما اوني که با تو گريه ميکنه عاشقته... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميکسي که دوستت داره همش نگرانتهبه خاطر همين بيشتر از اينکه بهت بگه دوستت دارمميگه مواظب خودت باش ... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميبزرگترين مصيبت براي يک انسان اينهکه نه سواد کافي براي حرف زدن داشته باشهو نه شعور لازم براي خاموش ماندن... به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهميمهم نيست که چه اندازه مي بخشيمبلکه مهم اينه که در بخشايش ما چه مقدار عشق وجود داره ... و بالاخره خواهي فهميد که :هميشه يک ذره حقيقت پشت " هر فقط يک شوخي بود " هستيک کم کنجکاوي پشت " همين طوري پرسيدم : هستقدري احساسات پشت " به من چه اصلا " هستو اندکي درد پشت " اشکالي نداره " است ]]> دلنوشته Wed, 17 Sep 2014 06:19:36 GMT http://baham91.ir/vdceef8z.jh8vni9bbj.html اگه برسی به خدا پاکِت میکنه" http://baham91.ir/vdcenn8z.jh8vpi9bbj.html وبلاگ سایبان نوشت : یکی از تلخترین شب های عمرم بوداز اون شب هایی که از بس با کابوس از خواب می پرینمیدونی خوابی یا بیدار!داشتم کابوس رسوایی و وحشت می دیدمکه یهو تصویر عوض شدیه عکسی شبیه نقشه های هوایی کتاب جغرافیاومد جلوی چشمم!تصویر چند تا رود که به اقیانوس میریزن!حس کردم رودها گِل آلودن ، ولی اقیانوس پاک و آرومهبعد خودم شروع کردم به حرف زدن"خدا مثل اقیانوس بزرگ و پاکه هرچقدر که آلوده باشیاگه برسی به خدا پاکِت میکنه"...دوباره از خواب پریدماین بار ولی آروم بودمبی ترس ، بی وحشتهنوزم نمیدونم خواب بودم و خواب میدیمیا بیدار بودمو با خودم حرف می زدماما آرامش اون لحظهبی نظیر بود...بی نظیر.. ]]> دلنوشته Sat, 23 Aug 2014 09:59:20 GMT http://baham91.ir/vdcenn8z.jh8vpi9bbj.html