همه با هم - آخرين عناوين شهداء :: نسخه کامل http://baham91.ir/mazhabi/ahohada Fri, 17 Aug 2018 06:45:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://baham91.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری همه با هم http://baham91.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری همه با هم آزاد است. Fri, 17 Aug 2018 06:45:55 GMT شهداء 60 توصیه شهید علی توکلی به دانشجویان http://baham91.ir/vdcjxie8.uqevozsffu.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ عکس نوشته، به مناسبت روز دانشجو عکس نوشته توصیه شهید به دانشجویان بر روی این پایگاه قرار گرفت. ]]> شهداء Mon, 05 Dec 2016 04:14:57 GMT http://baham91.ir/vdcjxie8.uqevozsffu.html پوستر/ نایب الشهدا پیاده روی اربعین http://baham91.ir/vdciwwar.t1azq2bcct.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ چفیه های بهشتی، "پوستر نایب الشهدا پیاده روی اربعین" جهت دانلود و نشر بر روی این پایگاه قرار گرفت. ]]> شهداء Sun, 13 Nov 2016 04:40:03 GMT http://baham91.ir/vdciwwar.t1azq2bcct.html عکس/ اولین ایرانی شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) http://baham91.ir/vdcdks0x.yt0fs6a22y.html به گزارش همه با هم به نقل از سفیرافلاک؛ محرم ترک در سال 1357 در روستای قاضی آباد شهرستان ازنای لرستان در دامنه زیبای اشترانکوه دیده به جهان گشود.   وی در دوران کودکی به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت می کند و مقاطع تحصیلی خود را در تهران می گذرد او پس از فارغ تحصیلی دبیرستان در کنکور شرکت می کند و در رشته مهندسی کشاورزی رشت قبول می شود . والدین وی نمی دانستند که اولین فرزندشان بعد از 37 سال موجب عزت و افتخار ابدی آنان و کشورش خواهد شد لذا محرم به خاطر عشق و علاقه زیادی که به سپاه و بسیج داشت وارد سپاه می شود و در یگان آموزش تخریب سپاه قدس مشغول به فعالیت می شود، علاوه بر سپاه ، در پایگاههای مقاومت بسیج به صورت عاشقانه، عارفانه و علاقه وافری که به این نهاد ها داشت به طور مستمر حضور پیدا می کنند وهئیتی به نام فاطمیون در مسجدشهرستان ازنا تشکیل می دهد.   این شهید والامقام ، علاقه زیادی که به ائمه اطهار داشت هر ساله خودش را به حرم امام رضا (ع) رساند تا ارادت خود را به این امام همام نشان دهد و همین علاقه وی باعث می شودکه محرم برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شود و در جمع مدافعان حرم قرار می گیرد . محرم با توجه به اینکه یکی از مربیان و فرماندهان توانمند بود از همان ابتدا مسئولیت آموزش رزمندگان مدافع سوری را داوطلبانه به عهده می گیرد ودر سازماندهی نیروهای مردمی برای انهدام کردن نیروهای تکفیری نقش به سزایی داشت، و این امر سبب می شود که جاسوسان وهابی او را شناسایی می کنند و تلاش گسترده ای برای به شهادت رساندن وی می دهند.   سرانجام محرم ترک در سال 90 مورد شناسایی عوامل جاسوسی استکبار جهانی قرار می گیرد و همین مستکبرین با قرار دادن بمب به خودوری وی محرم را بهمراه مترجم ، محافظ و راننده به شهادت می رسانند و شهید بال در بال ملائک در حالی به آسمان پرواز می کند که کوله باری از ایثار ، فداکاری ْْ، شهامت و شجاعت دارد و جزو اولین کسانی قرار می گبرد که برای دفاع از حرم بانوی کربلا جانفشانی کرد تا به خیل شهدای کربلا بپیوندد. اولین شهید مدافع حرم لرستانی در میان حزن و اندوه هموطنان و همرزمان ، درقعطه 53 بهشت زهرا تهران آرام گرفت و مراسم یادبودی با شکوه از سوی وابستگانش در شهرستان ازنا برگزار گردید.   گفتنی است که از از این شهید والا مقام دو یادگار بنام فاطمه و محمد حسین به یادگار مانده است. راوی: احمد لک روحش شاد و راهش پر رهرو باد ]]> شهداء Wed, 04 May 2016 15:23:23 GMT http://baham91.ir/vdcdks0x.yt0fs6a22y.html پوستر/ شهدای مدافع اسلام ناب محمدی(ص) http://baham91.ir/vdcb0fb5.rhb8gpiuur.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ چفیه های بهشتی؛ پوستر شهدای مدافع اسلام ناب محمدی ،شهید کیانی و شهید شیبک جهت دانلود و نشر بر روی این پایگاه فرهنگی مذهبی قرار گرفت.دانلود سایز اصلی پوستر ]]> شهداء Sat, 23 Apr 2016 03:33:48 GMT http://baham91.ir/vdcb0fb5.rhb8gpiuur.html شهیده ای که بجای روسری چفیه می بست+عکس http://baham91.ir/vdcf1xd0.w6dyjagiiw.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ دانش آموز برتر، ایران قربانی شهید شاخص بسیج دانش‌آموزی سال 94شهیده ایران قربانی در سال ۱۳۴۵ در روستای هندلان از توابع شهرستان میانه به دنیا آمد چون اهل کتاب و تفکر بود ، شعرهایش به جان بچه ها می نشست. رابطه خوب و نزدیکی با معلمان و دوستانش داشت .ایران در همه فعالیت های پرورشی دبیرستان زینبیه “اولین” بود و چون ستاره نازنینی درمدرسه وجمع دوستان می درخشیداو هم مثل بسیاری از نوجوانان هم سن و سالش در تب و تاب جنگ بود . به حال رزمندگان و شهدا غبطه می خورد . برایشان مطلب می نوشت، شعر می سرود و از هر راه، افکار و رفتارش را به رزمندگان نزدیک می کرد.مادرش می گوید : مدتی بود هنگامی که آب به صورتش می زد چشمش اذیت می شد . برای همین مدتی نتوانست وضو بگیرد . مقداری خاک تیمم به خانه آورد . قسمتی از خاک را الک کرد و داخل کمدش گذاشت. علت را که پرسیدم گفت :”مامان : اگر لیاقت شهادت داشتم توی این خاک برایم سبزه بکار و روی سنگ مزارم بگذار ” ازحرفش جا خوردم … اما طولی نکشید که ایران من در دوازدهم بهمن سال ۱۳۶۵در بمباران دبیرستان زینبیه به آرزویش رسید . به وصیتش عمل کردم و در همان خاک سبزه کاشتم و روی قبرش گذاشتم . تا چهل روز آن تکه خاک سبز سبز بود…” ]]> شهداء Wed, 18 Nov 2015 03:11:26 GMT http://baham91.ir/vdcf1xd0.w6dyjagiiw.html لبیک به رهبر http://baham91.ir/vdcbsgb5.rhb8apiuur.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ رهبر من،بسم الله الرحمن الرحیمچه عاشقانه به ندای رهبرشان لبیک گفتندپس ما چی ما چرا دل مهدی فاطمه را شاد نمیکنیمچرا به ندای رهبرمان لبیک نمی گوییماگر این کار هارا کردیم بدانیم اجر آن جز شهادت نیست ]]> شهداء Sun, 15 Nov 2015 05:09:21 GMT http://baham91.ir/vdcbsgb5.rhb8apiuur.html فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی http://baham91.ir/vdcjxye8.uqevtzsffu.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ زاهدان بلاگ؛بسم الله الرحمن الرحیم مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیتُه وَ مَن عَلی دِیتُه وَ اَنَا دِیتُه؛ هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسی که مرا یافت، می شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسی که من او را بکشم، خون بهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم. هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای «هل من ناصر ینصرنی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیام ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم. پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله. ]]> شهداء Sun, 01 Nov 2015 13:11:07 GMT http://baham91.ir/vdcjxye8.uqevtzsffu.html پوستر/ شهیدمحمد گلدوی http://baham91.ir/vdcj8he8.uqeyazsffu.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ چفیه های بهشتی، پنجمین پوستر از مجموعه پوسترعزت آفرینان ، تقدیم به شهید عزیزمحمد گلدوی. توضیحات بیشتر در مورد مجموعه پوستر عزت آفرینان در اینجا نمایش کل مجموعه پوستر عزت آفرینان در اینجا پیش نمایش طرح (کلیک کنید) دریافت سایز اصلی + زندگی نامه شهید محمد گلدوی در ادامه مطلب     دریافت سایز اصلی پوستر :  DOWNLOAD زندگی نامه شهید محمد گلدوی: نام: محمد   نام خانوادگی : گلدوی  نام پدر: جواد    تاریخ تولد: 03/03/1359    محل تولد: گنبد کاووس    میزان تحصیلات: دیپلم محل شهادت: زاهدان     شغل: آزاد   تاریخ شهادت: 24/04/89 وقتی که پدر آب و گلاب به دست داشت تا محراب بندگی را برای میزبانی خداوند عضق عطر آگین کند. هر از چند گاهی به گنبد سبز و ملکوتی مسجد خیره می شد تا آرزویش را طلب کند. اما هر بار صدای نمازگزاری، افکارش را مخدوش می کرد و ابر رویاهایش را پراکنده می کرد، اما این بار فرق داشت، دلتنگی غروب و صدای دلربای موذن که روح انسان را با خود به پرواز در می آورد او را با خود برد تا در فضایی روحانی از خداوند بخشنده ، فرزندی بخواهد که دست گیر دنیا و آخرتش باشد و چندی طول نکشید که سکوت خانه اش با صدای گریه نوزاد پسری شکست و محمد با دستان کوچکش انگشت پدر را محکم فشره تا قلب پدر مسرت بخش ترین لحظه ی زندگی را بتپد. آری بهار 59 با بهار تولد محمد در هم آمیخت و این فرزند از خداوند طلبیده، در روستای هیوه چی از توابع گنبد کاووس دیده به جهان گشود و در حالی که تنها چهار ماه از تولدش گذشته بود به همراه خانواده به زاهدان مهاجرت کردند و ار آنجا که پدرش خادم مسجد جامع زاهدان بود. چون نهال یاسی سپید در این باغچه معنویت رشد کرد. محمد از کودکی به نمازگزاران خیره می شد و با خود می اندیشید که چرا آنان اینقدر عاجزانه گریه می کنند و طلب عفو و بخشش دارند؟ او از خود می پرسید که چه کسی باید ببخشد یا چه کسی است که توانایی برآوردن حاجات را دارد؟ تا اینکه بدلیل زیبایی چهره و حسن خلق مورد توجه روحانیون و نمازگزاران قرار گرفت و آنان جواب سئوال های او را با مهربانی می دادند و این همه لطف و صفا و محبت، محمد را جذب کرد و علی رغم سن کم، او هم غرق در دریای عرفان و مرید مسلک شیعیان علی (ع) گشت، پس دستان کوچک خود را جلوی رویش می گرفت و قنوت عفو می خواند و زمزمه کنان می گفت: ((ربنا افرغ علینا و صبرا و ثبت اقدامنا)) و چنین بود که رشید مردی ثابت قدم شد. او پا به عرصه جوانی گذارده بود که اولین محک جدی و امتحان الهی به سراغش آمد و از نعمت دست های پر مهر مادر محروم شد. او که اوضاع بد اقتصادی خانواده درک می کرد، علی رغم این که با مشکلات فراوان دیپلم گرفته بودو دوست داشت ادامه تحصیل دهد و از این کار صرف نظر کرد. چرا که می دید پدر هرچه بیشتر کار میکند کمتر مشکلات و مصایب مالی خانواده برطرف می شود. او خیلی زود عازم خدمت مقدس سربازی شد و از انجا که از دوره ی نوجوانی به عضویت بسیج درآمده بود برای طی کردن این دوران به سپاه پاسداران وارد شد و در فرودگاه زاهدان به حراست مشغول گردید. محمد پس از فراغت سربازی جویای کار شد. تا بتواند شرایطی فراهم کند که خواهران و برادرانش به تحصیل بپردازند بنابراین دست به هر کاری می زد، از کارهای ساختمانی گرفته تا تعمیرات لوازم خنگی را انجام می داد تاکمک خرج پدر باشد. او با حضور در مراسمات مذهبی و تمسک و توسل به اهل بیت ارادت خود را به آنان نشان می داد به طوری که حتی وقتی یک کارگر ساده بود، هرساله بساط آش نذری برپا می کرد وهمه ی دوستان و آشنایان را دعوت می کرد. وی در آخرین تابستان عمر پر بارش رهسپار عتبات عالیات شد تا در گروه بازسازی حرمین عسکری حضور داشته باشد و مدت 45 روز آنجا بود و در همان محل به سختی مجروح شد و همیشه از این بابت افسوس می خورد که چرا در چنین جای مبارکی شهید نشده است. غافل از اینکه قرار است در جایی دیگر ناجی گروهی از مسلمانان باشد. محمد در سال 83 و به اسرار پدر ازدواج کرد تا با حضور همسرش بار دیگر محیط گرمی برای دلتنگی های خود و پدرش ایجاد کند. او از این پیوند مبارک صاحب 2 فرزند پسر شد. که اکنون نگاهشان یادآور نگاه نافذ پدرشان است. محمد که پیوند قلبی عمیقی با شهدای اسلام و انقلاب داشت و به هر بهانه ای در مراسمات و یادواره های شهدای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی شرکت می کرد در روز شهادتش هم به همراه تعدادی از دوستانش از جمله شهیدان عارف شهرکی و علیرضا کرد به گلزار شهدا رفته بود تا بار دیگر به شهدا و آرمانهایشان تجدید میثاق کند. به گواه جمعی از دوستان حاضر در آن مراسم او هم آنجا آرزوی شهادت می کند. در شب حادثه محمد و دوستان بسیجی اش در گیت ورودی مسئولیت حراست مراسم را بر عهده داشتند که با صدای یکی از خواهران حراست در گیت ورودی بانوان متوجه فردی مشکوکی می گردد که وقتی سماجت آن فرد را برای ورود به مسجد مشاهده می کند خیلی شجاعانه او را به آغوش میگیرد و از محل دور میکند و در همین حال تعدادی از حاضرین نیز برای کمک به او می آیند. اما آن فرد ابلیس و ملعون که خود را در میان بازوان قدرتمند این شهید فهمیده زمان اسیر می بیند با کشیدن ضامن چاشنی انفجاری باعث شهادت محمد پهلوان و دلاور و همچنین جمع دیگری از نماز گزاران مومن و معتقد می گردد. آری قهرمان همیشه زنده تاریخ شهید محمد گلدوی کاری انجام داد که نامش تا ابد در ذهن و زبانمان باقی بماند و ثابت کرد هنوز امت اسلامی ایران جوانانی دارد که آروزی شهادت در روح و جانشان است و به این امید روز و شب را سپری می کنند. ]]> شهداء Sat, 12 Sep 2015 08:53:06 GMT http://baham91.ir/vdcj8he8.uqeyazsffu.html پوستر/ شهید عسگرخلفی http://baham91.ir/vdciz3ar.t1auy2bcct.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ چفیه های بهشتی، چهارمین پوستر از مجموعه پوسترعزت آفرینان ، تقدیم به شهید عزیز عسگر خلفی. توضیحات بیشتر در مورد مجموعه پوستر عزت آفرینان در اینجا نمایش کل مجموعه پوستر عزت آفرینان در اینجا پیش نمایش طرح (کلیک کنید) دریافت سایز اصلی + زندگی نامه شهید عسگرخلفی در ادامه مطلب دریافت سایز اصلی پوستر :  DOWNLOAD زندگی نامه شهیدعسگر خلفی: شهید خلفی در سال ۱۳۳۹ در روستای کشکسرای از توابع شهرستان مرند در یک صبحگاه ودر زمان طلوع فجر چشم به جهان گشود.ودر دوران تحصیل در ابتدایی در مدرسه رازی کشکسرای از شاگردان ممتاز و خوش اخلاق و خوشنام بود .درهمان اوایل جوانی با نماز انس گرفته و اهمیت والایی برای اقامه این فریضه از خود نشان می داد.و در دوران ابتدایی با توجه به مشکلاتی که در زندگی آنان وجود داشت به فراگیری فرشبافی پرداخت و در مدت زمان کوتاهی استاد این فن شد و بعد از اتمام دوران ابتدایی دوره راهنمایی را در شهر مرند به تحصیل مشغول شد وبا مساعدت برادر بزرگش حسن خلفی تلاشهای شبانه روزی برای معاش زندگی خود انجام می دادند. از همان دوران کودکی به ورزش بویژه ورزش فوتبال علاقه وافر داشتند در مدرسه کاپیتان تیم منتخب مدرسه بودند ودر روستا نیز به فوتبال می پرداخت .به خاطر هوش وذکاوت وچابکی از اعضای اصلی تیم فوتبال روستا شد وبا توجه به خوش رفتاری وخوش خلقی که داشتند در مدت کوتاهی آوازه او در کشکسرای و مرند پخش شد لذا از طرف هیئت فوتبال شهرستان مرند برای تیم منتخب شهرستان مرند دعوت شدند و بعدا از اعضای اصلی تیم منتخب شهرستان مرند شدند و دوستان زیادی از این طریق یافتند که بعدا در جریانات انقلاب اسلامی موثر شدند ودر مسابقات فوتبال ضمن بازی جوانمردانه از خشونت وعصبانیت ورزشی به دور بود وبین اعضای تیم از نظر اخلاقی زبانزد دوستان بود.این ارتباط ورزشی توانست سالم ترین روابط را در آن فضای طاغوتی بین بچه های انقلاب بوجود آورد. در جواب کسانی که می گفتند ازدواج کنید می گفت« حورالعین های ما آماده نشده اند» در جواب پدر و مادرم که همیشه اسرار می کردند تا ازدواج کند به طوریکه به چندین نفر پیشنهاد ازدواج دادیم آنها خودشان قبول کردند ولی شهید خلفی قبول نکرد که ازدواج کند پدر و مادرم  برادران و خواهرانم حسرت به دل ماندند. شهید خلفی در جواب فرمودند « والله زنی خواهم گرفت که در این دنیا نباشد» شهید خلفی در مرحله آخر حضورش در جنگ ،به عنوان جانشین گردان حبیب ابن مظاهر بود .در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ جهت تعویض و تعمیر پلهای خیبر در جزیره مجنون درخواست قایق بزرگ کرده بودند تا به وسیله آن با تعداد بیشتری از بچه ها سریع تر آماده سازی پلها را انجام دهد ولی این درخواست دیر عملی شد . بنابراین خودشان به همراه سه نفر دیگر سوار قایقی شدند و به تعمیر پلها پرداختند . این کار از صبح زود تا ظهر به طول انجامید . حدود ساعت سه بعد از ظهر ، دشمن مواضع آنها را شناسایی کرد و اقدام به شلیک خمپاره کرد که سه گلوله خمپاره به قایق آنها اصابت کرد و به همراه سه نفراز دوستانش به شهادت رسیدند . پیکر وی به همراه پیکرهای سه شهید دیگر ( شهید وفایی ، شهید متذکر و راننده قایق ) همراه قایق به زیر آب رفت و مدت بیست و چهار الی سی ساعت در آب ماند و پس از سی ساعت اجساد آنها توسط دوستان پیدا شد. دانشجوی مرکز تربیت معلم شهید باهنر و فاطمه الزهرا(س) تبریز  تاریخ شهادت: 10/2/1361 وصیت نامه شهیدعسگر خلفی: خدایا بر تو هزاران شکر و سپاس که نعمت اسلام و قرآن و امام خمینی و نعمت شیعه بودن را به ما عطا نمودی، خدایا اگر نبود امامت و ولی فقیه ما به چه روزی مبتلا می شدیم؛ چون ما بر خویشتن بیشتر آگاهیم که هیچ هستیم و هر چه داریم از توست و از الطاف و عنایت خداوندیت است. خدایا اگر چه سرا پا تقصیر و گناهکاریم و اگر چه روسیاه و سرگردانیم؛ در ظلمات مادیت و حیوانیت زندگی می کنیم، ولی چشم امید به عفو و بخشش تو دوخته ایم خدایا العفو العفو العفو. آه چه عالم فرحبخشی است. عالم عشق شهادت در راه معشوق واقعی و چه لذت بخش است رسیدن به معشوق واقعی بعد از هجران و جدایی. من با زبان قاصر، قادر به وصف عالم ملکوتی و عالم شهادت نیستم. خدایا به دست رزمندگان سلحشور ما صدام، صدامیان، آمریکا، شوروی، اسراییل، فرانسه و دول مرتجع منطقه را نابودشان بفرما. ]]> شهداء Sat, 12 Sep 2015 08:48:12 GMT http://baham91.ir/vdciz3ar.t1auy2bcct.html ساندیس خورهای روستایی انقلاب http://baham91.ir/vdcewo8w.jh87wi9bbj.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ منتظران بهشتی ، ساندیس کلمه ناماشنا برای ما چراکه ان لفظی است که غربیان وشرقیان درباره شکوه وعزمت ایرانیانبکارمیبرندوان شکوه وعزمت رادرگرو ساندیس خوردن مردم ایران میدانند،درحالی که خوشان واقعیت را میدانندودریاچه با ان همه عزت وخروش را رها کردندوبه جویبار ها خشکیده چسبیده انددرحالی که اینحضورشکوهمندانه به دلیل ساندیس ،ساندویچ ،کیک ونوشابه نیست وهمه انان که حضور یافتند واندکی که حضورنیافتند فقط یک شعار دارندان هم مرگ برتمامی بدخواهان نظام وانقلاب،شعاری که دگردرقلب ووجود انانتثبیت شده است وبراساس یک ضرب المثل معروف بیدی نیست که به این بادها بلرزد.دوست داریم دوست داریم ساندیس خوری راچراکه درهمین ساندیس خورهابودکه اجازه ندادند که پایتان ازگلیمتان درازترشودوپای دراز شده شما را ازبیخ قطع کردند. قاسمان روزگارما که روستایی بودند ویکی ازانان درروستای دورافتاده قنات ملک در استان کرمان ودیگری در روستایمیربیک از توابع جزینک زابل،حاج قاسم سلیمانی وشهیدحاج قاسم میرحسینی قاسمان روزگارمابودند وهستند وخواهندبود... .کسانی که دعوت حق را لبیک گفتند وساندیس روزگار خودرادرزیرپرچم روزگارشان سرکشیدندوازشدتشوریدگی به خدا ووطن خویش یکی ازانان همچون گل سرخ پرپرشدودیگری که لقب شهیدزنده را گرفته است. مملکت پراز این قاسمان است هنوز                                                                                     قاسمانی جان برکف ساندیس خورهنوز ]]> شهداء Fri, 14 Aug 2015 07:21:14 GMT http://baham91.ir/vdcewo8w.jh87wi9bbj.html