همه با هم - آخرين عناوين بانوان :: نسخه کامل http://baham91.ir/ejtemaee/banovan Thu, 16 Aug 2018 03:47:27 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://baham91.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری همه با هم http://baham91.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری همه با هم آزاد است. Thu, 16 Aug 2018 03:47:27 GMT بانوان 60 قربانیان تجاوز جنسی http://baham91.ir/vdcdox0x.yt0fk6a22y.html به گزارش همه با هم به نقل از وبلاگ سرباز عدالت، تجاوز جنسی اصطلاحی که در پزشکی قانونی و جرم‌شناسی جنسی به معنای انجام نزدیکی جنسی با فرد بدون رضایت وی است که این عمل علاوه بر آزار و اذیت جسمی فرد نوعی حمله معنوی و انسانی نیز محسوب می شود که در آن قربانی این تجاوز از حق خود محروم می‌گرددمتاسفانه بسیاری از قربانیان که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند آن را به صورت رازی سر به مهر در نهان خانه دل نگه میدارند و برای این پنهانکاری دلایلی از جمله پیامدهای اجتماعی قضایی و خانوادگی که ممکن است با آن روبه رو شوند را دارند و ترجیح می دهند این موضوع را باهیچکس حتی با نزدیکان خود نیز در میان نگذارند اما در این بین هستند افرادی که اقدام به خودکشی یا انتقام جویی میزنند که پیامدهای بدتری را در پی دارد.مهلا یکی از ده ها قربانی تجاوز جنسی است که به دلیل عدم اطلاع از شرایط کشف این جرم و ترس از آبروی خود وخانواده با تاخیر زیادی برای شکایت اقدام کرده این قربانی 19 ساله اواخر سال گذشته در راه بازگشت به خانه در یکی از شهرهای ساحلی استان ربوده و پس آزار و اذیت جنسی توسط 2 مرد شیطان صفت در گوشه ای از خیابان رها شده است. مهلا در ابتدا از ترس خانواده و آبرو مهر سکوت برلبانش میزند و بار این غم را به تنهایی بر دوش میکشد و با گذشت سه ماه از این اتفاق بر اثر آثار روحی روانی بدی که در او ایجاد شده 2 بار دست به خودکشی زده که توسط خانواده اش و به درخواست پزشک معالج به روانشناس معرفی میشود و پس از چند جلسه مشاوره مهلا پرده از جنایت هولناکی که برایش اتفاق افتاده بر میدارد و در اینجا با گذشت حدود یک سال از این قضیه مهلا روزبه روز افسرده تر شده و بعد از گذشت این مدت حالا مهلا ارام و بی صدا در کنار مادرش بر روی صندلی دادگاه تکیه داده و منتظراست تا نوبتش فرا برسد ولی متاسفانه کمی دیر برای شکایت به مراجع قضایی مراجعه کرده است.چگونگی اثبات تجاوز جنسییکی از قسمتهای تلخ این ماجرا که گاها از خود این عمل برای قربانیان سخت تر است اثبات این جرم است اما راهکاری برای آن در قانون آورده شده که افراد می توانند به آن استناد کنند، بدین نحو که باید متهم چهار بار به جرمش اقرار کند یا چهار مرد عادل شهادت دهند و در نهایت هم علم قاضی است.اما تجربه ثابت کرده است، افراد متجاوز حاضر به اقرار نیستند و قطعا اتهام وارده را منکر می شوند و یا در این فرایند قضایی یاد می گیرند که باید انکار کنند، چون نتیجه چنین اقراری، چیزی جز اعدام را برایشان در پی نخواهد داشت.و در بحث شهادت چهار مرد عادل هم که خود ابهامی دیگر است که اگر چهار مرد عادل در صحنه حضور داشتند آیا تجاوزی صورت می گرفت؟ و فقط راه پایانی یعنی علم قاضی باقی می ماند که قاضی هم مسلما در ابتدا به گزارش پزشکی قانونی استناد می کند. شاید به نظرتان بهترین راه برای اثبات جرم از مراجعه قربانی به پزشکی قانونی باشد اما با توجه به اینکه آثار این نوع جنایت سریع و آسان پاک می شود، افراد باید بدانند که اگر مورد تجاوز قرار گرفتند، چه مراحلی را باید طی کنند تا شاید به نتیجه برسند.تنها ۷۲ساعت فرصت اثبات تجاوز برای زنان قربانی جنسیدر همین رابطه نسرین نادریان در گفت و گو با دادمردان اظهار داشت:هر نوع عمل جنسی که بدون رضایت قربانی انجام شود، تجاوز جنسی نامیده می شود و البته جهت رضایت عمل جنسی زن باید عاقل و بالغ و بالای ۱۸ سال باشد و برای کودکان رضایت شرط نیست و هرگونه تماس جنسی با کودکان تجاوز به حساب می آید، همینطور آزار جنسی فردی که قدرت رضایت دادن نداشته باشد نیز تجاوز به حساب می آید.پزشک مسئول معاینات بالینی اداره کل پزشکی قانونی سیستان و بلوچستان ادامه داد: زنانی که مورد تجاوز واقع می شوند باید ظرف ۷۲ ساعت جهت انجام معاینات به پزشک قانونی مراجعه کنند.وی با اشاره به اقدامات صورت گرفته در پزشکی قانونی، افزود: زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند اگر به مراکز قضایی و پزشکی قانونی مراجعه کنند ضمن اینکه مورد معاینات لازم قرار می گیرند نمونه های لازم مانند لباس یا دستمالی که به ترشحات مرد آلوده شده است، برای بررسی آزمایشگاهی DNA اخذ و جهت آزمایش به آزمایشگاه ارجاع داده می شود.نادریان با اشاره به اینکه مراجعه سریع ‌تر زنان مورد تجاوز قرار گرفته به مراکز پزشکی قانونی به اثبات ادعای آنان کمک می کند، تصریح کرد: در صورت مراجعه فرد در ۷۲ ساعت اول بعد از تجاوز جنسی با نامه مراجع قضایی به پزشکی قانونی، می توان اقدامات لازم برای معاینه و نمونه برداری را به انجام رساند، همچنین اگر فرد قربانی، باکره بوده از علائم ایجاد شده می توان تا سه هفته اول، زمان تقریبی تجاوز جنسی را تشخیص داد.تجاوز جنسی آثار روحی و روانی شدیدی را به همراه داردپزشک مسئول معاینات بالینی اداره کل پزشکی قانونی استان با اشاره به آثار روحی و روانی تجاوزات جنسی، بیان کرد: به دنبال تجاوزات جنسی آثار روحی و روانی شدیدی در قربانی ایجاد می شود بروز احساساتی مانند حس گناه، ترس، احساس حقارت، خجالت، عصبانیت، اضطراب، کابوس شبانه و غیره که در مراحل حاد، روزها و ماه ها ادامه می یابد که قابل بررسی در مراکز پزشکی قانونی است.وی گفت:با فروکش کردن این علائم فرد قربانی، تجاوز جنسی را به عنوان بخشی از تجربه زندگی خود می پذیرد، اما پیامدهای آن اغلب پایدار و طولانی مدت است و ممکن است در کار و زندگی خانوادگی فرد مشکلاتی ایجاد کند.وی در پایان تاکید کرد: خانم هایی که مورد تجاوز قرار گرفته اند در زمان طلایی ۷۲ ساعت برای تشخیص دقیق به مراجع قانونی مراجعه کنند و قبل از استحمام و نکته دیگر اینکه موارد آلوده را که برای آزمایش به پزشکی قانونی می آورند در جای مرطوب قرار ندهند و حدالمقدور زیر نور آفتاب قرار داده تا خشک شود. هر چند که مهلا از ترس آبرو و خانواده خود از گفتن حقیقت امتناع کرد اما پرونده او در دستور کار قضائی در حال پیگیری است.آمار دقیقی در دست نیست و در استان ما مهلاهای زیادی هستند که بعلت شرایط مذهبی و سنتی حاکم در سیستان و بلوچستان از گفتن حقایق خودداری می کنند؛ بیائید کمی نگاههایمان را نسبت به اتفاقات اطرافمان تغییر دهیم. ]]> بانوان Thu, 03 Mar 2016 07:46:13 GMT http://baham91.ir/vdcdox0x.yt0fk6a22y.html حجاب از دیدگاه شهید مطهری http://baham91.ir/vdcc4oqi.2bqx08laa2.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ راه ولایت، لزوم پوشیدگی زن در برابر مردم بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است. در قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیده بودن زن از مرد بیگانه، یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنان که عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است. این بحث را در ۵ بخش باید رسیدگی کرد:۱-آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیرمسلمین سرایت کرده است؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟۲-علت پوشش چیست؟ چنانکه می دانیم در میان حیوانات هیچ گونه حریمی میان جنس نر و ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت می کنند. قائده اول این است که افراد انسان نیز چنین باشند. چه موجبی سبب شده که میان مرد و زن حریم و حائلی به صورت پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید؟ این اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست. درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست. حیوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمی کنند ولی در انسان بخصوص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد.۳- فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟۴-ایرادها و اشکال های آن کدام است؟۵-حدود پوشش اسلامی چیست؟آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه خود را بپوشاند بدون آن که مجبور باشد از اجتماع کناره گیری کند؟ حدود پوشش چقدر است ؟فلسفه پوشش در اسلامفلسفه هایی که برای پوشش ذکر شده است غالباً توجیهاتی است که مخالفین پوشش تراشیده اند و خواسته اند آن را به راحتی در صورت اسلامی بودنش امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند. روشن است که اگر انسان مسئله ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان، مسئله را با بی طرفی مورد کاوش قرار می دادند در می یافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هیچ یک از سخنان پوچ و بی اساس آنها نیست. ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی آن را موجه می سازد و از نظر تحلیل می توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست.سیمای حقیقی مسئله حجابحقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر، حجاب، سخن در این است که آیا زن پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه؟اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است، و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.درست که صورت ظاهر مسئله این است که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مسئله به نام او عنوان می شود زن است و احیاناً مسئله با لحن دلسوزانه طرح می شود که آیا بهتر است آزاد باشد یا محکوم و اسیر در حجاب؟ اما روح مسئله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آنکه در این مسئله ذینفع مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در این مسئله ذینفع تر است. به قول ویل دورانت: «دامن های کوتاه برای همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است».پس روح مسئله، محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کامیابی ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع٫ اسلام طرفدار نظریه اول است. از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه درونی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و سمعی و چه انواع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.آرامش درونینبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد. غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است. هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، و همچون آتش که هر چه بیشتر به آن خوراک بدهند، شعله ورتر می شود. به هر حال، اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، خطرناک بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می دهد، وارد شده است.اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است:قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم.. . قل للمومنات یغضضن من ابصرهن و یحفظن فروجهن.خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاه های مملو از شهوت به یکدیگر بورزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک کردن مردان بیگانه را فراهم کنند.روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر، اعم از زن و مرد، در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و مقام و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود.چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاق جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد، مجلات، سینماها، محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابان ها و کوچه ها انجام می شود. اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچی. همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار ببرند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحراف های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.استحکام پیوند خانوادگیشک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانواده و سبب صمیمیت رابطه زوجین می گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.اختصاص یافتن استمتاعات و التذادهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود.فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود.علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می شود، جواب می دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ایم و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می کنند همین است. و حال آن که در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آن که به برکت دنیای اروپا کالای زن این همه ارزان و فراوان گردد، «شب زفاف را کم از تخت پادشاهی» نمی دانستند. ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند، ولی امروز کامجویی های جنسی و در غیر کادر ازدواج به حد اعلی فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد. معاشرت های آزاد و بی بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت در آورده است که باید آن را با توصیه های اخلاقی و یا احیاناً چنانکه برخی از جرائد پیشنهاد می کنند، با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد.تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم آزاد روابط جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد.سیستم روابط آزاد اولاً موجب می شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها به شعف و سستی می نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیاناً برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند و ثانیاً پیوند ازدواج های موجود را سست می کند و سبب می گردد به جای این که خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنانکه اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند.استواری اجتماعکشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. آن چه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب است که به صورت زندانی کردن زن و باعث محروم ساختن او از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است، اما در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه میگوید حق تحصیل علم و دانش ندارد، بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است، و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بی عار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی اجتماعی یا اقتصادی نیست. آن چه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است. آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس می خوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می شود یا در محیطی که با چنین مناظری رو به رو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط ها کار می کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع آمیزش ها جلوگیری می کند. اگر باور ندارید تحقیق کنید.حقیقت این است که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می افتیم. از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول پرستی و شهوت رانی سرمایه داران غرب است، و یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می برند.ارزش و احترام زنمرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد. ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و نحیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش نگذارد، برای مرد احترامش افزوده می شود.ایرادها واشکال هاحجاب و منطقاولین ایرادی که بر پوشیدگی زن می گیرد این است که دلیل معقولی ندارد. چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد. می گویند منشاء حجاب، یا غارتگری و ناامنی بوده است که امروز وجود ندارد و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است و یا خودخواهی و سلطه جویی مرد بوده که رذیله ای است ناهنجار و باید با آن مبارزه کرد و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه ای بیش نیست.پاسخ: در پاسخ به این ایراد باید گفت: حجاب، البته به مفهوم اسلامی آن، از جنبه های مختلف: روانی، خانوادگی، اجتماعی و حتی از جنبه بالا رفتن ارزش زن، منطق معقول دارد.حجاب و اصل آزادیایراد دیگری که بر حجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود.می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است. مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه. تابه هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بی اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین مطابق عقل و شرع، هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.پاسخ: یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زن در خانه و بین موظف دانستن او به این که وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او نیست که خداوند برایش خلق کرده باشد.اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی را زندانی کردن یا «بردگی» نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل«آزادی» فرد نمی توان دانست.در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت هایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلاً با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود.برعکس، پوشیده بودن زن، در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است، موجب کرامت و احترام بیشتر اوست ؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد. شرافت زن اقتضاء می کند که هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد، عملاً مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد؛چه آن که گاهی اوقات ژست ها سخن می گویند. راه رفتن انسان سخن می گوید، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می زند. اول از تیپ خودم که یک روحانی هستم مقال می زنم: اگر یک روحانی برای خودش قیافه و هیکلی برخلاف آن چه عادت و معمول است بسازد، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند، عصا و ردایی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد، این ژست و قیافه خودش حرف می زند. می گوید برای من احترام قائل شوید، راه برایم باز کنید، مؤدب بایستید، دست مرا ببوسید. همچنین است حالت یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد، قدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند. او هم زباندار عمل می کند، به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید، رعب من را در دل های خود جا دهید. همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا! سر به سر من بگذار! متلک بگو! در مقابل من زانو بزن! اظهار عشق و پرستش کن! آیا حیثیت زن ایجاب می کند که این چنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد، نگاه های شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند، برخلاف حیثیت زن یا برخلاف حیثیت مرد یا برخلاف مصالح اجتماع یا برخلاف اصل آزادی فرد است؟ آری، اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی زن منافات دارد. چنین چیزی در حجاب های غیر اسلامی بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست. شما اگر از فقها بپرسیدآیا بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ جواب می دهند نه. اگر بپرسید آیا خرید کردن زن ولو اینکه فروشنده مرد باشد حرام است؟ پاسخ می دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است! باز هم جواب منفی است چنانکه در مسجد و مجالس مذهبی و پای منبرها شرکت می کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت زن در جاهایی که مرد هم وجود دارد حرام است. آیا تحصیل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تکمیل استعدادهایی که خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است. فقط دو مسئله وجود دارد، یکی این که باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد و دیگر این که مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. فرض کنیم زن می خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه انگیزی است که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می کند. تجربه هم نشان می دهد که اینگونه قضایا کم نیست.رکورد فعالیت هاسومین ایرادی که از حجاب می گیرند این است که سبب رکود و تعطیل فعالیت هایی است که خلقت در استعدادهای زن قرار داده است. زن نیز مانند مرد دارای ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار است. این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد. اساساً هر استعداد طبیعی دلیل یک حق طبیعی است. وقتی در آفرینش به یک موجود استعداد و لیاقت کاری داده شد، این بود منزله سند و مدرک است که وی حق دارد استعداد خود را به فعلیت برساند، منع کردن آن ظلم است. چرا می گوییم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قائل نیستیم؟ برای این که استعداد تغذیه، تولید مثل وجود دارد و محروم ساختن او از این کارها برخلاف عدالت است. باز داشتن زن از کوشش هایی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است، خیانت به اجتماع نیز می باشد. هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادای انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است. زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره مند گردد. فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع، هم برخلاف حق طبیعی و فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع که سبب می شود زن همیشه به صورت سربار مرد زندگی کند.پاسخ: جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی که حدود آن مشخص است، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست، ایراد مذکور برآن شکلی از حجاب که در میان هندی ها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است، وارد است. ولی حجاب اسلام نمیگوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنانکه گفتیم این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمی دهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریکات مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی دهد که چشم چرانی کند. چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی کند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می باشد. اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت دیگر درباره این مسائل نیندیشد، قطعاً در این صورت بهتر می تواند فعال باشد تا این که همه فکرش متوجه این زن و آن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه گری باشد و دائماً نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود. آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آن که برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آیینه و میز توالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعی اش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوس باز و چشم چران و بی اراده تبدیل کند؟عجبا! به بهانه این که حجاب، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بی حجابی و بی بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند. کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن و کار مرد چشم چرانی و شکارچیگری شده است.در اوضاع و احوال تجدد مآبی بی منطقی حاضر، جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت می کنند. زنی پیدا نمی کنید که نیروی او واقعاً صرف فعالیت های مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود. آری یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره بی حجابی دانست و آن این است که بنکدار به جای این که بکوشد جنس بهتر و مرغوب تر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده می آورد، نیروی زنانگی و سرمایه عصمت و عفاف او را استخدام می کند و وسیله پول در آوردن و خالی کردن جیب ها قرار می دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطوری که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژست های زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می کند. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند برای این که چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می خرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟افزایش التهاب هایک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل«الانسان حریص علی ما منع منه»، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در مرد و زن بیشتر می کند. به علاوه سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلال های روانی و روحی می گردد. در روانشناسی جدید و مخصوصاً در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت ها و ناکامی ها بسیار تکیه شده است. فروید می گوید: ناکامی ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.پاسخ: پاسخ این ایراد این است که درست است ناکامی، بخصوص ناکامی جنسی، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است ولی بر داشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه برآن می افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود؛ عشق به مفهوم واقعی را می می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس به میل و تنوع افزایش می یابد. میان آن چه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا «عشق عفیف» و آن چه به صورت هوس، حرص، آز و حس تملک در می آید با این که هر دو روحی و پایان ناپذیر است، تفاوت بسیار است. عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و تمایل به تنوع و هرزه صفت است. حاجت های طبیعی بر دو قسم است: یک نوع حاجت های محدود و سطحی است. مثل خوردن، خوابیدن. در این نوع از حاجت ها همین که ظرفیت غریزه اشباع و حاجت جسمانی مرتفع گردد، رغبت انسان هم از بین می رود و حتی ممکن است به تنفر و انزجار مبدل گردد. ولی یک نوع دیگر از نیازهای طبیعی، عمیق و دریا صفت و هیجان پذیر است مانند پول پرستی و جاه طلبی، ظرفیت بشر از نظر جاه طلبی پایان ناپذیر است. هر مردی هر مقام اجتماعی و هر پست عالی را که به دست آورد باز هم طالب مقام بالاتر است و اساساً هرجا که پای حس تملک به میان بیاید از پایان پذیری خبری نیست. غریزه جنسی دو جنبه دارد : جنبه جسمانی و جنبه روحی. جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی که در این ناحیه ممکن است به وجود آید، شکل دیگری دارد. همان طور که گفتیم، عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و تقویت کننده نیروی تخیل و یگانه پرست است ؛ و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیروها و تمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است. این نوع از عطش که هوس نامیده می شود ارضاء شدنی نیست. اگر مردی در این مجرا بیفتد، فرضاً حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسروپرویز داشته باشد پر از زیبارویان که سالی یکبار به هر یک نوبت نرسد، باز اگر بشنود که در اقصی نقاط جهان یک زیبا روی دیگر هست، طالب آن خواهد شد. نمی گوید بس است دیگر سیر شده ام. اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند تنها راه آرام کردن محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوء آنها شده اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می سازد. طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه، باید به آن آزادی مطلق داد آن هم بدین معنی که به زن اجازه هر جلوه گری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود. این ها چون یک طرف قضیه را خوانده اند توجه نکرده اند همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن وتسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن، آن را دیوانه می سازد چون این امکان وجود ندارد که هر خواسته ای برای هر فردی برآورده شود. بلکه امکان ندارد همه خواسته های بی پایان یک فرد برآورده شود. غریزه بدتر سرکوب می شود و عقده روحی به وجود می آید. به عقیده ما برای آرامش غریزه در حد حاجت طبیعی و جلوگیری از تهییج و تحریک آن، این که اجتماع به وسائل مختلف سمعی و بصری و لمسی موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آن گاه بخواهد با ارضاء غریزه دیوانه شده را آرام کند میسر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمی توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضائی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن، افزوده می شود. تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی عوارض وخیم دیگری نیز نظیر بلوغ های زودرس و پیری و فرسودگی دارد. ]]> بانوان Tue, 01 Sep 2015 06:44:42 GMT http://baham91.ir/vdcc4oqi.2bqx08laa2.html نهی از منکر فراموش شده... http://baham91.ir/vdciqvar.t1aup2bcct.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ شمیم؛یادش بخیر اون زمان ها امر به معروف و نهی از منکر حال و هوای دیگری داشت...مردم احساس تکلیف می کردند...رواج بی حیایی و بی غیرتی براشون مهم بود به اون عکس العمل نشون می دادند...اما امروز تنها چیزی که اهمیت نداره بی غیرتی و بی حیایی است... ]]> بانوان Tue, 14 Jul 2015 09:11:55 GMT http://baham91.ir/vdciqvar.t1aup2bcct.html هنر سوزن دوزی در دست زنان بلوچ http://baham91.ir/vdcgt79x.ak9zw4prra.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ ایرانشهر نیوز؛هنر سوزن‌دوزی که یکی از هنرهای تاریخی و فاخر دست زنان بلوچ به شمار می رود، با وجود مهجور ماندن اما همچنان ترسیم کننده نقشه راه مد و لباس ایرانی است و در صورت شناساندن آن، این قابلیت را دارد که نقشه راه مد و لباس بازارهای جهانی شود.قدمت این هنر و رواج آن در همه مناطق بلوچستان به حدی است که از آن به منزله هویت، موجودیت و شناسنامه فرهنگی این قوم یاد می‌شود.سوزن دوزی در منطقه بلوچستان که یادگار پیوند فرهنگ ایرانی با گذشته تاریخی و افسانه‌ای خود است، همواره با ظرافت و توانایی خارق‌العاده سرپنجه زنان بلوچ توسعه یافته و همچنان رواج دارد.شاید نتوان سند دقیقی از تاریخچه هنر سوزن دوزی ارائه کرد اما در خصوص قدمت و معرفی هنر سوزن دوزی زنان بلوچ می توان به این بسنده کرد که در آثار کشف شده، بر روی سفال های مربوط به هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد اشکالی هندسی مشابه نقوش دست زنان بلوچ دیده می شود و همچنین به اعتقاد برخی پژوهشگران و بر اساس شواهد موجود نقوش سوزن دوزی بلوچ قرابت و نزدیکی خاصی با نقوش سنگ نگاره های پیش از تاریخ دارد که همین قدمت سوزن دوزی باعث شده بر جذابیت و اعتبار این هنر رازآلود اضافه شود. روزگار سیاه این هنر رازآلود تاریخیهنر سوزن دوزی جزء معدود هنرهایی است که تاکنون هیچ اثر مکتوب و مستقلی از گذشته به شکل، نوع و اهمیت آن نپرداخته. گرچه با مطالعه دقیق آثار بازمانده در موزه ها و کتاب های منتشر شده در خارج از کشور پی به اهمیت و ضرورت حضور آن حتی در زندگی امروزی می بریم.از آن زمان که استخوان تیز پرندگان و ماهی ها به عنوان سوزن به کار گرفته می شد تاکنون که سوزن ها با اشکال مختلف در دسترس است، از سوزن دوزی به عنوان هنری تزئینی استفاده شده است.پس از ظهور اسلام در ایران رودوزی های سنتی ایران به حیات خود همچنان ادامه می داد و به رغم اینکه تحولی شگرف در نقش ها و طرح های ایرانی پدید آمد اما ویژگی های ایرانی بودن خود را از دست نداد.         مرحومه بانو مهتاب نوروزیاعتقادات مذهبی هنرمندان در بعضی از نقاط و پرهیز از شبیه سازی و همانند پردازی، سبک جدیدی از پردازش طبیعت و محیط زندگی را به ارمغان آورد.این نگرش در مناطق مختلف به گونه های کاملا متفاوت جلوه گری می کند. دوزندگان با علم به این مطلب که پوشاک نماد دلبستگی های خاص و گرایش های فکری هر شخص است سعی در انعکاس عقاید و تاثیرات آن داشتند که این اعتقاد همچنان در بلوچی دوزی ادامه دارد.رنگ ها در این رهگذر خود نشانی بود برای اعلام موجودیت و گرایش های فکری مختلف که در کنار دوخت ها، معنا و هویتی جدید پیدا می کرد و در هر دوره ای از تاریخ ایران معنا و مفهومی خاص داشت.سوزن دوزی بلوچ با رنگ ها و نقوش سنتیسوزن دوزی، صنعتی برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ بوده که بیانگر ذوق، سلیقه، سنت و هنر منطقه است و همانند دیگر هنرهای سیستان و بلوچستان رواج دیرینه در این منطقه داشته به طوری که نمونه‌هایی از آن به صدر اسلام، دوران مغول و به خصوص تیموری و صفوی بر می‌گردد.سوزن‌دوزی بازتاب ذوق، خلاقیت ذهنی و توان جسمی زنان بلوچ است و قدمتی به بلندای تاریخ بلوچستان دارد که از این رو به آن «بلوچی‌دوزی» هم می‌گویند.ریشه‌های حیات این هنر را می‌توان در لایه‌های زیرین تاریخ سیستان و بلوچستان یافت، بی‌هیچ واسطه هرکجا که ردی از بلوچ یافت شود سوزن دوزی نیز عظمت خویش را به دیده می‌کشاند.دکتر ایرج افشار سیستان در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: بیشتر زنان و دختران بلوچ به موازات آموزش اصول زندگی، سوزن‌دوزی را نیز فرا می‌گیرند و با نقوشی هندسی، انواع گل و طبیعت خیال‌انگیزی را به نمایش می‌گذارند.این ایرانشناس افزود: هنرمندان این رشته با ظرافت دست و حرکت سوزن نقش و نگاره‌های دل‌انگیزی بر لایه سطحی پارچه می‌آفرینند و ذوق و روح پرمایه خود را با حرکت سوزن و نخ بر پارچه حک می‌کنند.این مردم شناس سیستانی افزود: مهمترین موضوع در قلمرو این هنر فقدان استفاده از تجهیزات مکانیکی و چرخ های خیاطی است، زیرا همه چیز با دست پدید می‌آید و اینگونه است که تراوش های ذهنی زن بلوچ در بروی پارچه خودنمائی می کند.افشار سیستانی بیان کرد: سوزن دوزی را می‌توان محصول کار و تلاش سخت زنانه و بازتاب خاطرات تلخ و شیرین آنان در طول تاریخ برشمرد که خود آمیزه‌ای ذهنی از آهنگ حرکت دست‌های زن بلوچ است که منجر به پدید آمدن آثاری جاندار و جاودانه بر تار و پودی سرد و بی‌روح می‌گردد.وی یادآور شد: اکنون در تمام سیستان و بلوچستان از جمله مناطق اسپکه، هریدک، بمپور، مته سنگ، چانف، مهنت شهرستان نیکشهر، ایرندگان، مارندگان، اسماعیل‌آباد خاش، گشت، سوران، جالق، کله‌گان سراوان و همچنین زاهدان هنر سوزن‌دوزی زنان بلوچ خودنمایی کند.این محقق و پژوهشگر ایران زمین مشهورترین و مرغوب ترین نمونه‌های سوزن‌دوزی را تولیدات مناطق قاسم‌آباد و نکوچ ایرانشهر و چانف در شهرستان نیکشهر دانست و گفت: سوزن‌دوزی، نخ‌دوزی یا گلدوزی یکی از روش های دیرینه آرایش و تزیین جامه زنان بلوچ است بگونه‌ای که هیچ جامه زنانه‌ای یافت نمی‌شود که سوزن دوزی بر روی آن نقش نبسته باشد.وی تاکید کرد: مواد اولیه سوزن دوزی «نخ و پارچه» است، سوزن دوزها بر حسب امکانات و سلیقه از نخ دمسه، نخ های رنگین ابریشم و امروزه کاموا استفاده می‌کنند و به نقش آفرینی مشغول می شوند.افشار سیستان گفت: پارچه‌هایی که در سوزن‌دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می‌گیرد باید دو ویژگی عمده برای سهولت دوخت داشته باشد، نخست این که دارای تار و پودی مشخص باشد و دوم این که این تاروپود مشخص باید راست باشد، ابزار کار سوزن‌دوزی نیز شامل سوزن یا سوچه، قیچی یا مقراض، انگشتانه یا شستی است.وی گفت: نحوه دوخت آن به این شکل است که در ابتدا سوزن دوز از پارچه، قطعه‌ای دلخواه را جدا کرده و طرح مورد نظر را بر روی آن منتقل می‌کنند، اکنون پس از انتخاب طرح، نوبت سوزن دوز است که با روش دوردوزی، خطوط محیطی طرح را دوخته و آن را از باقی پارچه مجزا کند و هنر را بیافریند.بلوچی دوزی میراثی که نسل به نسل به یادگار می ماندلباس زنان بلوچ از شش قطعه سوزن‌دوزی شده شامل پیش سینه، جی یا زی گوپتان، پایین دامن، زینت بخش سرآستین پیراهن و زینت بخش سرپاچه‌های شلوار تشکیل شده است.نقش و نگارهای سوزن‌دوزی نسل به نسل توسط مادران به دختران انتقال یافته و امروزه به یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی معرفی زنان مبدل شده است.محقق و پژوهشگر مردم بلوچستان در گفتگو با مهر اظهار داشت: اکنون بر مسئولان فرهنگی و هنری است تا هنر سوزن‌دوزی را که از اصالت و قدمت دیرینه‌ای برخوردار است و به مرور زمان دستخوش تغییر و تحول شده با تمام وجود حفظ و پاسداری کنند.صدیق دهواری افزود: هنر دست زنان بلوچ چنان دارای جذابیت و انعطاف است که اکثر طراحان لباس و مد ایرانی و همچنین سایر صنایع تولیدی طرح های صورت گرفته را با محوریت سوزن دوزی بلوچ و با الهام از نقش و نگار این هنر دست زنان ایرانی مزین می نمایند.وی افزود: امروزه اکثر البسه های تولیدی ایرانی نظیر مانتو و یا روسری و همچنین لباس هایی که حتی از کشور چین تولید می شود مزین به نقش و نگار و اشکال سوزن دوزی بلوچ هستند، البته این طرح ها اکثر کار دست نیست و بیشتر  بصورت چاپی انجام می شود اما در برخی پوشاک ایرانی و برندهای معتبر از اصل سوزن دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می گیرد.مردم شناس سراوانی اظهار بیان کرد: همچنین با وجود اینکه سوزن دوزی در فرهنگ بلوچ بیشتر در پوشش زنان بلوچ و یا بر روی پشتی، بالشت، پرده، رومیزی و غیره مورد استفاده قرار گرفته اما در حال حاضر برخی از طراحان خلاق مد و لباس از نقوش این هنر فاخر در لباس های مردان از قبیل پیراهن، شال گردن و... بهره جسته اند که این مهم توانسته مورد توجه و پسند جوانان و دوستداران فرهنگ و هنر واقع گردد.وی افزود: باید دستگاه های مربوطه به گونه ای برنامه ریزی کنند تا روز به روز جامعه هدف بلوچی دوزی با شناسائی بازارهای توسعه یابد، چرا که به گفته برخی پژوهشگران تا سال های 65 و 66  شمسی خرید محصولات سوزن دوزی و هنر دست زنان بلوچ در بازارهای جهانی از سطح قابل قبولی برخوردار بوده، به طوری که فرانسه با بیشترین خرید مقام اول، آلمان دوم، آمریکا سوم و کشورهای ژاپن، سوئیس، انگلیس و ایتالیا در رده های بعدی خرید محصولات سوزن دوزی بلوچ قرار داشته اند و باید این نقش آفرینی بار دیگر تقویت شود.وی تاکید کرد: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان باید با توجه به جایگاه این صنعت در اقتصاد منطقه و قابلیت های آن در توسعه این هنر به ویژه در مناطق روستایی همت گمارد و با تشویق روستاییان و فراهم آوردن امکانات عرصه را رواج هرچه بیشتر آن فراهم آورد.در نگاره های سوزن دوزی بلوچستان گرچه مبنای بسیاری از نقوش و طرح های بر پایه اصول هندسی نهاده شده است ، اما با زندگی، طبیعت و بینش خاص مردم این منطقه به محیط پیرامون ارتباط مستقیمی دارد به گونه ای که ساختار صوری بسیاری از نگاره ها از طبیعت اخذ شده است.قابلیت های بصری این آثار را باید مدیون تلاش زنان سوزن دوز بلوچ در جهت ایجاد هماهنگی میان نقوش طبیعی و هندسی حاکم بر این آثار دانست و قدردان بود، باشد که این هنر به بهترین شکل در جای جای ایران اسلامی دیده شود. ]]> بانوان Tue, 14 Jul 2015 07:39:14 GMT http://baham91.ir/vdcgt79x.ak9zw4prra.html طلای سیاه را از سرمان بر نمی داریم http://baham91.ir/vdchqqni.23nvidftt2.html به گزارش سرویس وبگردی همه با هم به نقل از وبلاگ زاهدان بلاگ، هوا خیلی گرم بود از کلاس تعطیل شده بودم و به اتوبوس هم دیر رسیدم. خدایا چه قدر هوا گرمه چادرمو کمی جلوتر میکشم ومنتظرم یه ماشین بیاد ومنو به مقصدم برسونه اما هر کی میاد یه نگاه عجیبی میکنه و از کنارم رد میشه.هوا خیلی گرم بود از کلاس تعطیل شده بودم و به اتوبوس هم دیر رسیدم. خدایا چه قدر هوا گرمه چادرمو کمی جلوتر میکشم ومنتظرم یه ماشین بیاد ومنو به مقصدم برسونه اما هر کی میاد یه نگاه عجیبی میکنه و از کنارم رد میشه. گرما امونم رو بریده پس چرا یه تاکسی رد نمیشه. اون طرف تر ازمن دو تا خانم که با هم صحبت میکردن وانگاری یه جوک خنده دار براشون اومده بود سرشون تو گوشی بود ومی خندیدن، ظاهر چندان مناسبی نداشتن و گرما زیاد براشون طاقت فرسا نبود تو همون لحظاتی که ذهنم مشغول اونا بود ماشینی که صدای ضبطش خیلی بلند بود کنار پاشون ترمز زد و اونا سوار شدن، مجبور شدم تو این گرما پیاده به سمت مقصدم راه بیفتم. کمی بعدتر ماشینی جلوی پام ترمز کشید، خدایا شکرت دیگه طاقت نداشتم.نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده که تو قُل گرما یا سوز سرما منتظر تاکسی باشید خیلی از مسافر برها تو سطح شهر به یک خانم محجبه که می رسن با یه نگاه غیر قابل تحمل از کنارت رد میشن و میرن انگار اونان که جای ما باید گرما و سرما رو تحمل کنن ولی نمی دونن که ما از این اوضاع نه تها ناراحت نیستیم حتی خوشحالیم، آخه اونا که نمی دونن چه لذتی داره وقتی سیاهی چادر ما ، دل مردایی که چشماشون دنبال خوش رنگترین رنگ لباس زنا هست رو میزنه ، نمی دونین چه لذتی داره وقتی تو خیابون و دانشگاه و … راه می ریم و صد قافله دل کثیف، همراه مون نیست.نمی دو نن واقعا نمی دونن چه لذتی داره این حجاب!این روزها حرف از حجاب که میشه همه در برابرت جبهه می گیرن و میگن ای بابا بس کنین این امل بازیا رو این حرفا دیگه قدیمی شده محرم ونامحرم چیه مهم دلامونه که پاکه ما که منظوری از این کارا نداریم. اگه از این کارا نمی کردین الان اینهمه عقب افتاده نبودیم. این همه سلمبه قلمبه بار میکنن تا پوشش منو چادرمو تحقیر کنن اما کور خوندن.من حداقل خوشحالم که دغدغه صبح فردام نوع پوشش و مدل آرایشم نیست این وقت رو دارم که به جای رنگ ساپورت فردام به کارای مهمتری برسم.آهای آقا پسری که حجاب منو به سُخره گرفتی من خوشحالم که مثل تو نیستم که به جای فکر کردن به برداشتن ابروهام بخوام به ظاهر جنسیت خودمو تغییر بدم! یادت باشه تو یک مردی حالا که داری این اسمو یدک می کشی حرمت خودت رو نه حرمت مردای دیگه رو نگه دار.و در آخر تو ای دختر ایرونی که غیرتت اجازه نداد خون شهیدان رو پایمال کنی بدون که تو یک فرشته ای! در روزگاری که زن را بـ‌ه " تن " می شناسند، غیرت را " بد دلی " می نامند و باحجاب را " اُمل " می دانند، تو همچون " فرشته " بمون؛ چرا که گذشت اون زمون که نفت رو طلای سیاه می گفتن، امروز طلا تویی و سیاهی چادرت؛ قدر خودت رو بدون... ]]> بانوان Wed, 27 May 2015 09:32:13 GMT http://baham91.ir/vdchqqni.23nvidftt2.html یادگاری نویسنده کتاب من زنده ام به وبلاگ نویسان استان سیستان و بلوچستان http://baham91.ir/vdcbg0b5.rhbgapiuur.html به گزارش خبرنگار چند رسانه همه با هم:مشاهده عکس در سایز بزرگ ]]> بانوان Wed, 13 May 2015 20:12:46 GMT http://baham91.ir/vdcbg0b5.rhbgapiuur.html گزارش تصویری/ سخنرانی نویسنده کتاب من زنده ام در زاهدان http://baham91.ir/vgli3qar.t1auptkcczb2t.x.html ]]> بانوان Wed, 13 May 2015 20:03:14 GMT http://baham91.ir/vgli3qar.t1auptkcczb2t.x.html استخدام فروشنده یا مانکن متحرک http://baham91.ir/vdcayynu.49nw615kk4.html وب سایت «حریم آسمانی» نوشت: استفاده از جذابیت جنسی جزئی از اصول تبلیغاتی و جذب مشتری در ارزش‌های موجود جهانی است. خریدار، هم می‌تواند زن باشد و هم مرد؛ اما به صورت کلی  زنان در اولویت تبلیغات قرار دارند و سعی می‌شود از جذابیت جنسی زنان فروشنده برای فروش بیشتر استفاده شود. در اسلام، زنان، رهبران اولیه هدایت فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه محسوب می شوند و هیچ محدودیتی برای حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قائل وجود ندارد. البته حضوری که بر محور اصول و آداب و قوانین و روابط خاصی تنظیم شود. با پیروزی انقلاب اسلامی نیز، تأکید امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب در خصوص حضور زنان در محیط های کاری، حفظ حجاب و شأن زن بود و اینکه این حضور به جایگاه زن به عنوانهمسر و مادر در محیط خانواده خدشه ای وارد نکند. اما امروزه با نگاهی به گوشه و کنار شهرها می توان مصادیق متعدد سوء استفاده های ابزاری از زنانی را دید که در محیط هایی متضاد با شأن و منزلت واقعی شان مشغول به کار هستند. رویکرد حاکم در به کارگیری دختران و زنان در فروشگاها، بوتیک ها، کافی شاپ ها، و کافی نت ها ، رستوران ها، شرکت ها و دفاتر خصوصی به عنوان فروشنده و کارمند، برای فروش و جلب توجه بیشتر، نگاه ویترینی به آنان را بیش از پیش تشدید میکند. رخ دادن چنین اتفاق هایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی جامعه ما، که در آن زن را ستون سلامت اخلاقی، روانی و اجتماعی جامعه می دانند و معتقدند که مرد از دامان او به معراج می رود، توجیه ناپذیر و غیر قابل جبران خواهد بود. حربه تبلیغاتی: ظاهر آراسته و روابط عمومی عالی اغلب عباراتی همچون «به چند خانم فروشنده با روابط عمومی بالا نیاز داریم»، «به چند خانم آشنا و مسلط به کار فروشندگی نیار داریم»، «آگهی استخدام فروشنده با اضافه‌ حقوق برای شرایط ویژه فروشگاه» و «به چند خانم فروشنده با ظاهری آراسته برای کار در یک فروشگاه معتبر نیازمندیم»را در آگهی های استخدام روزنامه های کثیرالانتشار و سر در فروشگاه ها و کافی شاپ ها دیده ایم که نشانگر همان نگرش ابزاری نسبت به زنان بوده و سبب شده دختران و زنان جویای کار به اجبار یا به خواست خود ساعتی را صرف آرایش ظاهر خود کرده و هنگام معرفی خود به شخص مسئول، تمام تلاششان را برای نشان دادن روابط عمومی بالا به خرج دهند و در واقع نه به عنوان نیروی کار، بلکه تنها با هدف جلب توجه و جذب مشتری استخدام شوند. استخدامی که گاه با اجبار کارفرما بر تغییر ظاهر و برخورد ملایم با مشتری ها همراه است. دکترمحمدباقر کجباف (رئیس مرکز تحقیقات دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه اصفهان) در این باره گفت: از یک فروشنده زن می‌خواهند که ارتباط نزدیکی با مشتری برقرار کند، لباس‌هایی به تن کند که شاید علاقه‌ای به پوشیدن آن نداشته باشد و همیشه لبخند بر لب و جسور باشد، در چنین محیطی زن فروشنده دچار آسیب‌های شدید روحی می‌شود اما چون چاره‌ای جز ادامه کار ندارد همچنان به کار در چنان محیطی رضایت می‌دهد. فروشندگی مدرن ؛ مرز میان پول و حیا!!!!!! هنوز برخی از ما به یاد داریم زنانی که در گوشه کنار شهر با انداختن گلیمی بر زمین و پوشیه بر روی چهره برای دور ماندن از نگاه عابران به فروش انواع لیف و جوراب و… روزگار سپری میکردنند. اما امروزه فروشندگی از شکل سنتی و محدود زمان های گذشته خارج شده و شکل متفاوت و ابعاد وسیعی به خود گرفته است. زنان فروشنده امروز از دست فروشان در مترو و خیابان تا فروشندگان در بنگاه های املاک و بازاریابان و… ظاهر و برخورد بسیار متفاوتی با فروشندگان دیروز دارند. ظاهر و برخوردی که باتوجه به ذات فروشندگی _که نیازمند ملاطفت در کلام و سخن و ظاهر آراسته برای جلب نظر و فروش بیشتراست_ خواسته یا ناخواسته از شکل حیا گونه خود خارج شده و اسباب انحرافات بسیاری را برای خود و دیگر افراد جامعه ایجاد میکند. فروشندگی در شکل مدرن خود شرایطی را فراهم کرده که زنان امروزه در محیطهایی حضور یابند که در گذشته سابقه نداشته و گاه مجبور شوند که برای موفقیت و جلب اعتماد و توجه بیشتر، میان حیا و پول یکی را انتخاب کنند. در اینجا ضمن احترام به تمام زنان فروشنده که گوهر حیای خود را به هیچ چیز دیگر نمی فروشند به ذکر برخی ازاین انواع فروشندگی میپردازیم. بنگاه های معاملاتی و مشاوران بزک کرده اگر گذارتان به بنگاه های معاملات ملکی که در نقاط مرکز به بالای شهر وجود دارند، افتاده باشد حتما با دختران و خانم هایی آرایش کرده و با ظاهر آن چنانی روبرو شده اید که برای نشان دادن منازل فروشی و یا اجاره ای، مشتریان را همراهی می کنند! این در حالی است که پیش از این خانم ها از حضور در مکان هایی چون بنگاه ها که جوی خاص و مردانه دارند خودداری می کردند. اما طی سال های گذشته، دختران جوان و یا زنان در چنین محل هایی مشغول به کار شده و تمام ساعات روز را در آن به سر می برنند. فروشندگان لباس  ولوازم آرایش، مانکن های متحرک (س.ف)فروشنده روسری است و حقوق ۵۰۰ هزار تومان در ماه را برای خود مناسب میداند و وقتی از او سوال میشود که چرا فکر می‌کند حقوق او بالاترین حد حقوق فروشندگی است، می‌گوید: «خوب فرق دارد. ببینید حقوق برای چه کاری؟ یک کار یا دوتا کار؟ فروشنده‌ای که بالای ۷۰۰ هزار تومان حقوق دارد فقط یک کار را انجام نمی‌دهند. طبقه بالا، دو مغازه بعد از پله‌های برقی فروشگاه “…” هست که لباس های مارک دار اصل می‌فروشند. خانمی‌هایی که آنجا هستند همگی بالای یک میلیون تومان حقوق دارند و یک خانم قد بلند با موهای فر بینشان هست که فکر کنم که در ماه بیشتراز یک میلیون تومان حقوق می گیرد. دلیلش این است که هم فروشنده هستند و هم مانکن. این دخترها را دستچین کرده‌اند و برند “…” به آنها پول می‌دهد تا محصولاتش را تن کنند. چه سر کار و چه خیابان و مهمانی باید این لباس‌ها تن‌شان باشد. تبلیغ این برند است. همه فروشنده‌ها که زیبایی و استیل این کار را ندارند. آن خانم که گفتم موهایش فر است اصلاً کارش فروشندگی نیست. برند می‌پوشد و در پاساژ راه می‌رود تا بقیه تشویق شوند برای خرید. یکجور تبلیغ مد است. این را هم بگویم که به هرکسی که زیبائی و استیل دارد این پول را نمی‌دهند. مسئول مغازه تعداد مشتری‌هایی که می‌آورند را یادداشت می‌کند و اگر کار خودشان را بلد نباشند و نتوانند مردم را جذب کنند، کسی دیگر را جای‌شان می‌آورند. از این یک میلیون حقوق نصف آن خرج آرایشگاه و باشگاه ورزشی و لوازم آرایش و این چیزها می‌شود که بدن افت نکند و توی چشم باشند.» بازاریابان تلفنی(یا فروشندگان تلفنی) در دنیای امروز بازاریابی به عنوان یک فن و علم تلقی شده و کم نیستند شرکت های خصوصی که برای فروش هرچه بیشتر خود زنانی را استخدام میکنند که از شرایط استخدامشان روابط عمومی بالاست. زنانی که برای فروش هرچه بیشتر و گرفتن پورسانت بالا مجبورند ظرافت بیشتری در کلام خود به خرج دهند و گاه ساعتها با مشتریان خود برای راضی کردن آنها به خرید صحبت کنند. صحبت هایی که در موارد بسیار باب دوستی و آشنایی بیشتر را فراهم کرده و قبح ارتباط صمیمانه با مشتری در آن معنایی ندارد. پاساژهای کامپیوتری و موبایل با مراجعه به پاساژهای فروش کامپیوتر و موبایل در سطح شهر زنان و دختران جوانی را خواهید دید که با آرایش های زننده ودور از شأن یک خانم برای کمک به فروش بیشتر توسط کارفرما جذب و به فروش موبایل، لب تاب، تب لت و قطعات کامپیوتر مشغول هستند. این پاساژها که پیش از این دارای محیطی کاملا مردانه بود با حضور خانم های بدحجاب و دارای آرایش نامناسب این روزها رنگ دیگری به خود گرفته است. مدیران فروش بی حجاب و بهانه تجارت بین المللی مدیرعاملان شرکت های بین المللی، استفاده از زنان بی حجاب را به دلیل ارتباطات تجاری شرکتشان با مشتری های بین المللی می دانند و اینکه مشتریان خارجی با حجاب خانم ها ارتباط چندانی برقرار نمی کنند! به همین دلیل هم هست که زنان در این شرکت ها باید بدون حجاب که ارزش و قانون کشور ما است حضور پیدا کنند و روابطشان با سایر کارمندان مرد و مشتریان بین المللی هم معادل رفتار زنان و مردان در کشورهای غربی باشد. زوال اخلاقی زنان= زوال جامعه بهانه حضور در عرصه فعالیت های اجتماعی جهت تداوم مسئولیت ها نباید باعث انحطاط شأن و منزلت انسانی زنان گردد و بی بندوباری و فساد اخلاقی را دامن زند وباعث فرو پاشی نظام خانواده ها گردد. ایجاد فضای ناامن اشتغال و زوال اخلاقی برای زنان و دختران در حوزه اشتغال علاوه بر آسیب‌های فردی برای آنها، جامعه را نیز با چالش مواجه می‌سازد. این معضل سبب ارائه الگوهای نامناسب به زنان و دختران جامعه شده و گسترش برهنگی فکری و رفتارهای ضد فرهنگی را به دنبال دارد و در نهایت موجب تسری آسیب‌های اجتماعی و فرهنگ فاسد اشتغال می‌شود .کاش مسئولان امر کمی به فکر فرو روند.   ]]> بانوان Mon, 20 Apr 2015 04:04:23 GMT http://baham91.ir/vdcayynu.49nw615kk4.html چادر من حرمت دارد http://baham91.ir/vdcbffb5.rhbgapiuur.html وبلاگ فرشته بی گناه نوشت :این روزا دلم حال وهوای دیگری دارد درددلی تازه ای دارم ولی گوش شنوایی نیست.می خواهم درباره حجاب وعفاف فاطمه گونه بگویم.سوالی درکج دلم لانه کرده که شماهایی که نامتان را فاطمه گذاشتید آیا حجاب و عفاف تان نیز فاطمه گونه است؟ بغضی که گلویم را می فشارد جوابی می دهد که دوست ندارم آن را برزبان آورم.دیروز در کوچه دختری را دیدم که موهایش از روسری بیرون ریخته بامانتویی کوتاه و تنگ باقدم هایش عشوه ها می فروخت. همه این ها غمی در دلم نشاند اما نامش بغض گلویم را ترکاند آری نامش را فاطمه گذاشته بودند.اما حجابش و رفتارش شیطان گونه بود.حجاب حضرت فاطمه چادربود. همان چادری که بارها خاکی شد وپشت در خانه سوخت اما ازسرش نیفتادحرمتش هنوز ابروی خیلی ازما آدماست.هرچه بیشتراز مادرمان حضرت فاطمه مینویسم اشکهایم بیشتر جاری میشود فاطمه دخت نبی اکرم وصیت کرد مرا شبانه دفن کنید تا چشم نامحرمی برجنازه من نیفتد.اما اکنون کسانی که نام فاطمه را روی خود می گذارند فاطمی نیستند.درکوچه وخیابان با مانتو وموی پریشان می چرخند ولی جالب است که به خانه که می آیند نمازکه می خوانند چادر به سر می کنند انگار فقط خدا نامحرم است.در روایات زیادی ذکر شده است که همانطور که در نماز باید همه اعضای بدن پوشاند. به غیرازدست ها تامچ وصورت از پیشانی تاچانه ایراد ندارد پوشیده نباشد تااز چشم نا محرمان محفوظ بماند.حجاب فاطمی حجابیست که از فاطمه الگوگرفته شده باشد حجاب فاطمی تنها حجاب ظاهری نیست بلکه این حجاب هم بر سر ظاهر زن است و هم بر سر نفس اوست.یک زن مسلمان باید خودرا ازدید نامحرمان حفظ کندچادر بهترین حجاب است وبعد از آن داشتن عفاف یکی از وظایف شرعی و قانونی زن است.اما زنانی نیز هنوز وجود دارند که سیره زندگیشان فاطمه گونه است نمازشان را در اول وقت می خوانند وموقع بیرون رفتن مراقب هستند تا مبادامویشان دیده شود ویا حجابشان کامل نباشد وطوری قدم برمیدارند که جلب توجه نکنند.وحتی اگردر خیابان کسی از انها بپرسد دراین گرما درون آن چادر آب پز نمی پشوی؟باجدیت پاسخ دهد گرمای الان سوزانده تر از گرمای اتش جهنم نیست.تااینگونه باسخنانشان امربه المعروف ونهی ازالمنکر کرده باشند.این زنان مادرانی باایمان وپاکدامن دخترانی باایمان وفاطمی تربیت می کنند.واز کودکی به آنها می آموزند چگونه حجاب وعفاف فاطمی داشته باشند.معنای حجاب رااینگونه بخاطر بسپارید:ح: یعنی حیا . ج: یعنی جمال حقیقی ا: یعنی ایمان ب:یعنی بندگی .همانطور که حضرت فاطمه درپاسخ به سوال پدر بزرگوارشان حضرت محمد(ص) که پرسیدند:چه چیزی برای زن بهتر است فرمودند:این است که مردی نامحرم را نبیند ومردی نامحرم او را نبیند.ومن خیلی خوشحالم زمانی که وارد کلاس می شوم اگر دو پسر باصدای بلند میخندند وحرف می زنند باورود من صدایشان را پایین می آورند.وزمانی که وارد تاکسی میشوم مرد نامحرمی کنار من نمی نشیندو این چادر وحجاب دوست داشتنی من است که می گوید:لطفا مراقب رفتار وکردار وحتی افکارتان باشید چادر من حرمت دارد. ]]> بانوان Sat, 18 Apr 2015 04:51:05 GMT http://baham91.ir/vdcbffb5.rhbgapiuur.html کدام فاطمه؟!کدام زهرا؟! http://baham91.ir/vdcgwx9x.ak9zz4prra.html کدام فاطمه ؟! کدام زهرا ؟! رفته‌ایم خانه یکی از اقوام. چند روزی است که مادر شده و خانه‌اش پر ازمهمان است. به دعوت مادربزرگ نوزاد می‌رویم به اتاق “نی‌نی” برای تماشای سیسمونی. مادربزرگ و سه تا از مهمان‌ها که داخل اتاق می‌شوند اتاق پر می‌شود و بقیه بیرون در می‌مانند. عروسک‌ها جا را برای آدم‌ها تنگ کرده‌اند. مادربزرگ نی‌نی کلی عذرخواهی می‌کند و قرار می‌شود به نوبت داخل شویم! هنوز وارد اتاق نشده نفسم گرفته‌است. دلم نمی‌خواهد بروم داخل، اما صورت خوشی ندارد. با آخرین گروه بازدید کنندگان وارد اتاق می‌شوم. دوتا ویترین بزرگ قدی دو طرف اتاق هست که به اندازه یکی مغازه اسباب‌بازی فروشی توی‌شان عروسک است. و این‌ها همه غیر از “هاپو” ها و “پیشی‌”های پشمالو و بزرگی است که گوشه‌های اتاق نشسته‌اند. چند طبقه ی یکی از ویترین‌ها مخصوص انواع مختلف باربی است. باربی‌های سیاه و سفید و برنزه و.. با انواع مدل مو‌ها و لباس‌ها از پشت شیشه به ما لبخند می‌زنند. مادربزگ در کمد لباس‌های را باز می کند و لباس‌ها را نشان‌مان می‌دهد. از بین لباس‌ها یک مایو دو تکه نوزادی بیرون می‌آورد و جلوی چشم‌مان بالا می‌گیرد. صدای جیغ و ویغ ناشی از ذوق و غش و ضعف و قربان صدقه بالا می‌رود. مادربزرگ می‌گوید وقتی داشته سیسمونی “جمع” می‌کرده خواهرش بهش گفته مایو دوتکه قد نوزاد آمده به چه خوشگلی. می‌گوید بازار را زیر و رو کرده تا توانسته یک دانه‌اش را برای “جیگرش” پیدا کند. صدای زنگ در می‌آید و یکی از مهمان‌ها مادربزرگ را صدا می‌زند. ظاهرا پیک چیزی آورده و باید برود دم در نحویل بگیرد. مادربزرگ مایو را می‌گذارد توی کمد. چادرش را سرش می‌کند. توی آینه چک می‌کند موهایش بیرون نباشد. رویش را کیپ می‌کند و بیرون می‌رود. مایو از لابلای لباس‌ها لیز می‌خورد و می‌افتد زمین. بیرون اتاق یکی از مهمان‌ها دارد با دختر چهار پنج ساله‌اش که می‌خواهد دوباره اتاق را ببیند سروکله می‌زند. می‌گوید جا نیست و باید صبر کند تا بقیه بیرون بیایند. من از اتاق می‌آیم بیرون تا جا برای دخترک باز شود. دخترک بلافاصله می‌دود طرف ویترین باربی‌ها. به مادرش مدل‌هایی را که ندارد نشان می‌دهد و اصرار می‌کند برایش بخرد. مادر با خنده برای یکی از خانم‌ها تعریف می‌کند که دختر پنج‌ساله اش با اینکه خیلی گرمایی است اما امسال تابستان اصلا نگذاشته موهایش را کوتاه کنند. میگه میخواهم قد موی باربیم بلند بشه. قول گرفته هرقت موهایش قد باربی‌اش بلند شد یک دامن صورتی توری هم برایش بخریم که دیگر عین باربی‌اش بشه. بعد دولا می‌شود و بچه‌اش را می‌چلاند : ” همین الانشم باربی هستی خوشششگل مامان.” دخترک سبزه و تپل می‌خندد و در جواب خانمی که اسمش را می‌پرسد می‌گوید: فاطمه. مادر فوری تصحیح می‌کند:” فاطمه سادات.” برای خانمی که اسم دخترش را پرسیده توضیح می‌دهد با اینکه هزار بار به دخترش گفته اسمش را کامل بگوید اما باز “سادات” ش را می‌اندازد. کمی آنطرف‌تر فاطمه سادات دارد با آهنگ زنگ موبایل یکی از مهمان‌ها می‌رقصد. آن‌قدر حرفه‌ای که صاحب گوشی دلش نمی‌آید جواب تلفنش را بدهد. می‌روم پیش نوزاد. بالای سر فرشته تازه متولد شده‌ای که اسمش را “زهرا” گذاشته‌اند. مادرش جلوی آینه دارد آرایشش را تجدید می‌کند. به مادر می‌گویم : ”خوبه تو این همه سر و صدا بیدار نمی‌شه.” می‌گوید: “عادتش دادم تا بیدار میشه آویز بالای سرش رو روشن میکنم با آهنگ اون خوابش می‌بره. خداروشکر زودم عادت کرد. با این بخیه ها سختم بود بچه بغلم کنم. ” یک دفعه گریه‌ام می‌گیرد. به پاشنه بلند صندل‌هایش نگاه می‌کند که لابد سختش نیست با آنها راه برود. دلم می‌خواهد بهش بگویم صاحب اسم دخترش هروقت می‌خواست بچه هایش‌را بخواباند بغل‌شان می‌کرد و برای لالایی‌هایشان خودش شعر می‌گفت*. شعرهای قشنگ. شعرهایی که یادشان می‌داد وقتی از خواب بیدار می‌شوند شبیه چه کسی شوند و چطوری زندگی کنند. اما نمی‌گویم. زهرا خواب است و توی خواب دارد می‌خندد. درست مثل فرشته‌ای است که از آسمان زمین آمده باشد. نگران وقتی هستم که از خواب بیدار می‌شود. موقعی که چشم‌هایش را باز کند و بخواهد بداند که شبیه چه کسی باید باشد. توی‌ آن اتاق باربی‌ها دارند لبخند می‌زند. دلم می‌گیرد. دلم برای همه‌ی فاطمه ها و زهراهایی که قرار است شبیه خودشان نباشند عجیب گرفته است. *اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذامنن و لا توال ذالاحن. پسرم،‌مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق برکن‌ ! خدایی را بپرست که صاحب نعمتهای متعدد است و هیچگاه با صاحبان ظلم دوستی مکن. ]]> بانوان Thu, 09 Apr 2015 08:16:19 GMT http://baham91.ir/vdcgwx9x.ak9zz4prra.html