همه با هم - آخرين عناوين کتابخانه دیجیتال :: نسخه کامل http://baham91.ir/kashkool/digital_library Sun, 18 Feb 2018 08:46:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://baham91.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری همه با هم http://baham91.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری همه با هم آزاد است. Sun, 18 Feb 2018 08:46:39 GMT کتابخانه دیجیتال 60 شیطان‌شناسی از دیدگاه قرآن‌کریم + دانلود کتاب http://baham91.ir/vdchizni.23nvxdftt2.html کتاب شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم نوشته محمد بیستونی در سال 1382 توسط انتشارات بیان جوان به چاپ رسیده است.از جمله سرفصل های این کتاب الکترونیک می توان به عناوین : "تعریف واژه شیطان؛ پناه بردن به خدا یا «اِسْتِعاذَه» از شرّ شیطان؛ مقصود از « شیطان » در قرآن چیست ؟؛ فلسفه آفرینش شیطان؛ سجده نکردن شیطان بر آدم؛ چگونگی سجده فرشتگان برای آدم؛ ابلیس فرشته بود یا جن؟؛ کفر شیطان؛ اغواگری شیطان؛ دشمنی آدم با شیطان؛ گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست؛ هاروت و ماروت؛ چرا ابلیس مخالفت کرد ؟؛ آیا سجده برای خدا بود یا برای آدم ؟؛ لغزشهای شیطان؛ ساحران شیطانی بابل و سلیمان نبی؛ چگونه فرشته معلم انسان می شود ؟؛ سِحْر چیست و از چه زمانی پیدا شده است ؟؛ سِحْر از نظر اسلام؛ سحر در عصر ما؛ اصل حلّیّت؛ انحرافات تدریجی؛ چگونگی وسوسه شیطان؛ ویژگی های سه گانه برنامه های شیطانی؛ ولایت شیطان؛ پاسخ پنداری سست؛ مانع تراشی شیطان؛ پیکار با یاران شیطان؛ اقتدار پوشالی شیطان؛ نقشه های شیطانی؛ دیدگاه های مبتنی بر جهل، پیروی از شیطان است؛ راز سقوط شیطان؛ هشدار به پیروان ابلیس؛ زیباسازی های شیطانی؛ گریم شیطان (زیباسازی زشتی ها)؛ هبوط شیطان؛ پیام آیه؛ فلسفه مهلت دادن به شیطان؛ آیا خدا شیطان را گمراه کرد و خواری و پریشانی شیطان و ایل و تبارش" اشاره کرد.دانلود کتاب الکترونیک "شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم"  رمز فایل : www.yjc.ir ]]> کتابخانه دیجیتال Sun, 05 Apr 2015 06:45:19 GMT http://baham91.ir/vdchizni.23nvxdftt2.html کتاب "خانواده" را حتما بخوانید http://baham91.ir/vdchv-nz.23nwidftt2.html وبلاگ" هیئت مجازی کتاب" نوشت: خانواده کتابی است 128 صفحه‌ای و تماماً از بیانات رهبر معظم انقلاب، که ماحصل کار روی بیش از یک‌صد سخنرانی است. این کتاب در سبکی نو ارائه شده است به‌نام: ساخت یک جلسۀ مطوَّل مَطوی در محضر مقام معظم رهبری. دیدگاه‌های منحصر به‌فرد حضرت آقا در نوع نگاه ایشان به زن و نقش او در خانواده و ارائه دادن الگوی جامع خانوادۀاسلامی برای جوامع بشری در این کتاب باعث شده است تا مخاطب آن، فقط زوج‌های جوان نباشند و هرکس می‌خواهد خانواده‌ای تشکیل دهد، یا تشکیل داده و در ابتدای راه است، یا سال‌هاست که زندگی مشترک را شروع کرده و اکنون در فکر زندگی مشترک فرزندان است، می‌تواند مخاطب آن باشد. در ادامه، برای معرفی بیشتر، بخشی از اشارۀ کتاب تقدیم می‌گردد: طرح موضوع: مقام معظم رهبری در جایگاهی قرار دارند که واجد دو شأن حکمرانی بر امور کشور و حکمرانی بر قلوب و دل‌هاست. معمولاً شأن اول که گره‌ها را از امور جاری باز می‌کند و مانع از ایجاد بن‌بست در نظام می‌شود، مورد توجه قرار می‌گیرد. اما ایشان به‌عنوان یک عالِم و متفکر اسلامی که علم خود را وقف رشد و به سعادت رساندن مردم کرده‌اند، شأن دیگری دارند که همان هدایت قلوب، حکمرانی بر دل‌ها و جذب جان‌ها به سوی کمال و ایجاد فضای مناسب برای رشد فضائل انسانی در جامعه و «پدر» بودن برای یکایک فرزندان این مرز و بوم است. پدری که دغدغۀ مشکلات و دردهای فرزندان را دارد. مشکلات فرهنگی امروز نیازمند طبیبی حاذق است که «دوّارٌ بطبّه» سراغ بیمارها و ضعفا رود. امروز این طبیب حاذق موجود است، باید به «دوّارٌ بطبّه» بودن او کمک کرد. یکی از دغدغه‌های مهم آقا، دغدغۀ ایشان بر متن زندگی مردم است که آن را تحت عنوان «سبک زندگی» بیان فرموده‌اند و مرحله‌به‌مرحله، مسائل آن را شکافته‌اند. اولین عنوانی هم که ذیل مبحث سبک زندگی طرح می‌کنند، موضوع «خانواده» است. این دغدغۀ اساسی، صهـبا را بر آن داشت تا از بیانات معظم‌له کاری در این زمینه فراهم آورد که نیازهای دوره‌های مختلف زندگی خانوادگی را برآورده سازد. تحقیقات و جمع‌آوریها شروع شد. مطالب از دو منظر، خیلی چشمگیر و جذاب بود: اول، نوع نگاه ایشان به زن و نقش او در خانواده و دوم، ارائه دادن الگوی جامع خانوادۀ اسلامی برای جوامع بشری.  جلسات خطبه‌خوانی عقد: در بین اسناد، به پدیدۀ جذاب و استثنایی جلسات خطبه‌خوانی عقد، توسط آقا برخوردیم. فضایی بسیار صمیمی بر این جلسات حاکم است که نشان از علاقۀ ایشان به ازدواج جوانان دارد. حضرت آقا در جلسۀ پرسش و پاسخ دانشجویی در دانشگاه شیراز، در زمان ریاست جمهوری می‌فرمایند : «من در تهران خودم، هر هفته عقد می‌خوانم، یکی از کارهایی که از رسوم آخوندی و سنت‌های آخوندی همچنان حفظ کرده‌ام، یکی این است؛ عقد را می‌خوانم. دوست می‌دارم که عقد بخوانم برای افراد. 21/9/1367» (البته طبیعتاً در دوران بابرکت رهبری، تعداد جلسات روندی نزولی داشته، ولی همچنان این سنت حسنه را تداوم بخشیده‌اند.) آقا از طرف عروس خانم‌ها وکیل می‌شوند و وکالت داماد را به روحانی دیگری می‌سپرند. اما قبل از خواندن صیغۀ عقد، دقایقی برای خانواده‌ها و زوج‌های جوان صحبت می‌کنند؛ با بیانی چنان گرم و گیرا و روان و قابل‌فهم که لبخند رضایتی حاکی از به دل نشستن را بر لبان حاضران می‌نشاند. ایشان ضرورت‌ها و نیازهای انسان عصر فعلی را به‌خوبی درک می‌کنند. چراکه ارتباط بسیار نزدیکی که با مردم و بدنۀ جامعه دارند، باعث می‌شود کاملاً از موقعیت امروزی خانواده‌ها آگاه باشند، مشکلات را بشناسند و راهکارهایی کاملاً سازگار با شرایط و موقعیت‌های روز ارائه دهند.   سبک زندگی: ایشان همچنین به‌عنوان یک جامعه‌شناس تمام عیار، خانواده را به چشم هستۀ اصلی و سلول بنیادینی که بافت‌های جامعه را ایجاد می‌کند، نگاه کرده و به رسالت اجتماعی این نهاد، در راستای هدف نهایی تشکیل تمدن اسلامی توجه دارند: «هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است. این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزارى است؛ یک بخش دیگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. ..اما بخش حقیقى، آن چیزهایى است که متن زندگى ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلۀ خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى،...23/7/1391».   نوع نگاه به موضوع زن: نکتۀ دیگر آنکه امروز دنیا اسیر سلطۀ تبلیغاتی فرهنگ غرب است و هرکس که نسخه‌ای برای حل مشکلات انسانه‌ا ارائه می‌دهد، باید ضعف‌های فرهنگ غرب را بشناسد و اول، پادزهر آن را ارائه کند. آقا بر این فرهنگ و پایه‌ها و درون‌مایۀ آن کاملاً واقفند و در کنار دیدن نقاط قوت این فرهنگ، شناخت کاملی نسبت به یکی از عمده‌ترین انحرافات آن، یعنی فاصله گرفتن از نگاه صحیح به مسئلۀ خانواده و زن دارند. لذا تأکید فراوانی روی زن و نقش او در خانواده داشته و مکرر فرموده‌اند که در موضوع زن، طلبکار فرهنگ غرب هستیم.  همسر و پدری تمام‌عیار: و اما مهمترین نکته اینکه آقا یک همسر و یک پدر تمام عیار هستند. اولین عمل‌کننده به توصیه‌ها و مؤکداتی که در زمینۀ خانواده دارند، خودشان هستند. روش ایشان در برخورد با والدین، همسر، فرزندان، عروس‌ها و دامادها و نوه‌ها و در کل زندگی خانوادگی، در اوج قله‌ای قرار گرفته که ایشان را در این زمینه به الگوی نیکویی برای مردم تبدیل کرده است. اگر به سیرۀ زندگی ایشان دسترسی وجود داشت، قطعاً نور آن تمام جامعه را روشن میکرد. ایشان در بحبوحۀ مبارزات انقلابی ازدواج می‌کنند و ثانیه ثانیه‌های زندگی جهادی‌شان گواهیست بر این مطلب که انقلاب و نهضت احیای اسلام در ایران، از کانون خانواده‌ها، این سلول‌های بنیادین بافت اجتماع، آغاز شد؛ با مبارزۀ مردانی بصیر که توسط زنانی صبور و بااستقامت تحریض و تشویق می‌شدند. (در ادامۀ اشاره، بخش‌هایی از دو مصاحبۀ منتشرشده از همسر مکرمۀ ایشان ـ سرکار خانم خجسته ـ در سال‌های 1362 و 1372 آمده است که در این مقال نمی‌گنجد و مخاطبان محترم با تهیۀ کتاب می‌توانند این دو مصاحبه را مطالعه فرمایند)  چرا این کتاب را باید خواند؟ این توفیق را یافته‌ایم که پای بحث یک اسلام‌شناس، قرآن‌شناس، جامعه‌شناس، غرب‌شناس و البته یک عالمِ عامل بنشینیم و برایمان از خانواده بگوید؛ از فلسفه و اهمیت ازدواج، از تفاوت نظر اسلام و غرب دربارۀ ازدواج، تفاوت‌های مرد و زن، جایگاه مرد و زن در خانواده و... بحث‌هایی که همچون دانه‌های تسبیح کنار هم قرار می‌گیرند و ارتباط آنها با نخ تسبیح که همان مسئلۀ مهم خانواده است، معلوم می‌شود. در واقع هم به موضوع خانواده پرداخته شده و هم به موضوع زن. نقش زن در خانواده، هم از دیدگاه نقد نظر غرب و هم از دیدگاه طرح نظر اسلام عنوان شده است. این موضوعات همچون یک رمان محتوایی، خوانندۀ محترم را جذب می‌کند و به دنبال خود می‌کشاند. موضوع، یک موضوع بسیار ملموس در زندگیست و مخاطبِ آن، فقط زوجهای جوان نیستند. هرکس می‌خواهد خانواده‌ای تشکیل دهد، یا تشکیل داده و ابتدای راه است، یا سال‌هاست که زندگی مشترک را شروع کرده و اکنون در فکر زندگی مشترک فرزندان است، می‌تواند مخاطب باشد. با مطالعۀ دقیق کتاب به محتوای قرآنی «وَ اجعَلوا بُیوتَکُم قِبلَـةً» پی برده و در می‌یابیم بر همۀ ما تکلیف است خانه‌ها و خانواده‌هایی بسازیم که هم در تشکیل، هم در تداوم و هم در محتوا از اشکالات جدی خالی و بر شاخصه‌ای ارائه شده از سوی حضرت آقا منطبق باشد. اکنون پای بحث یکی از متعهدان به مبانی اسلام که چون خورشید، روشنی می‌دهد، می‌نشینیم و دیدگاه اسلام نسبت به این مسئلۀ مهم را همچون آب خنک گوارایی می‌نوشیم.    توضیحات سبک در تنظیم این کتاب، بیش از یک‌صد سخنرانی آقا به کار رفته است. اغلب این سخنرانی‌ها مربوط به جلسات خطبه‌خوانی عقد، نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع زن و خانواده، دیدار مداحان در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها و جلسات با بانوان نخبه است. برای تنظیم مباحث این سخنرانی‌ها، از سبک «ساخت یک جلسۀ مُطوَّلِ مَطوی در محضر مقام معظم رهبری» استفاده شده که توضیحات آن در ادامه میآید. ساخت: برای نشر بیانات و تفکر رهبری عزیز لازم است یک کار میانی روی متون انجام شود و با چینشی خاص از بیانات ایشان، اصطلاحاً کتاب‌سازی صورت پذیرد. طبعاً کتاب‌سازی برای موضوعات مختلف بایستی از سبک‌های متناسبی بهره ببرد. سبک‌هایی مستند، بدیع، گویا، رسا، جذاب و شکیل.   یک جلسه: تعمداً این کار هیچ تیتر و تنفسی ندارد تا اقتضای سبک را نشان دهد. انگار که در حال شنیدن طنین گرم صدای ولی خود هستیم؛ آنهم در جلسۀ بانشاطِ قرائت صیغۀ عقد، البته جلسه‌ای مجازی؛ جلسه‌ای مجازی و خیالی با کلماتی حقیقی. در یک جلسه نمیدانیم چه معارفی و با چه ترتیبی عنوان خواهند شد. در این سبک هم با پرهیز از درج اقسام تیتر، سعی بر القای فضای جلسه بوده است. همانند یک جلسه، که از ابتدای شروعِ بیانات تا انتهای آن، می‌نشینیم و گوش فرامی‌دهیم، بهترین حالت برای مطالعۀ این کتاب نیز آن است که وقتی شروع به مطالعه کردیم، جز به ضرورت، از محضر کتاب خانواده خارج نشویم و کل کتاب را به‌صورت پیوسته مطالعه کنیم. گرچه در مطالعات بعدی، خواندن هر قسمتی از کار، شیرینی، جذابیت و رزق خاص خود را خواهد داشت. مطوّل: (طول) به‌معنای طولانی. این لفظ حکایت از طولانی بودن یک متن یکپارچه دارد. مطوّل به معنای صرفِ حجیم بودن کتاب نیست، بلکه اگر یک جلسۀ بیانات از نظر زمانی طولانی شود به آن اطلاق مطوّل خواهد شد. مَطوی: (طوی) به‌معنای در هم پیچیده. طبیعتاً برای ساخت یک جلسۀ واحدِ مطوّل، از میان بیش از یک‌صد جلسه، لازم است مطالب با یک نظام منطقی در هم تابانده شوند. تقطیع و کنار هم گذاشتن سخنرانی‌ها حتماً در موضوعاتِ مرتبط است و اگر توجه خواننده به تاریخ‌های میان بیانات جلب نشود، احساس یکپارچگی می‌کند. البته معنایی که در دروس فقهی و دینی از کلمۀ مصطلح «مطویات» برداشت می‌شود، منطبق با استفاده‌ای که ما از این کلمه کرده‌ایم نیست. در محضر: تمامی مطالب کتاب عین بیانات معظم‌له است و در موارد معدودی که بعضی کلمات به متن اضافه شده‌اند از علامت [] استفاده شده است. اگر مطلبی به‌جهت تکرار یا خروج از موضوع، از بین متن حذف شده باشد، با درج علامت «..» نشان داده شده است. در انتهای کتاب، فهرستی از مطالب کتاب با عنوان «فهرست موضوعات» آورده شده که مخاطب می‌تواند با استفاده از آن، بعد از مطالعۀ کل کتاب، مطلب مورد نظر خود را به‌راحتی پیدا کند. بهتر است هرکس با توجه به برداشت و مسائل زندگی شخصی و پیرامونی خود، در حاشیۀ متن کتاب، نمایه‌هایی را یادداشت کند تا در آینده به مرورِ مطالب و پیدا کردن موضوعات خاص کمک شود. در پایان، چه بسیار زوج‌هایی که سراپا مشتاق بودند تا زندگی مشترک را در محضر مولای خود شروع کنند؛ ولی به این آرزو نرسیدند. آنهایی که با علم به نظر الهی مقتدای خود، مهریه را چهارده سکه و کمتر و حتی مهرالسنـة مقرر کردند، با این آرزو که اگر شروع با عقدخوانی آقا نیست، حداکثرِ هماهنگی با آهنگ کلام آقا را داشته باشد. حال، هرکس خود را از فرزندان معنوی این پدر مهربان و حکیم می‌داند، شایسته است تمام رفتارها و حالات خود را آنگونه بسازد که او می‌خواهد و با رهنمودهای ایشان، خود را در مسیر جادۀ عمل صالح قرار دهد. و به ذره‌ای، لحظهای، خروج از میدان نظر او راضی یا حتی غافل از آن نباشد. گفت مرا، جوی خُرد         موج زد و برد و برد برد و به دریا  سپرد          برد به  دیـدار  ما ]]> کتابخانه دیجیتال Mon, 19 Jan 2015 06:48:51 GMT http://baham91.ir/vdchv-nz.23nwidftt2.html معرفی کتاب “من مدیر جلسه ام” http://baham91.ir/vdcgzn9q.ak9yx4prra.html رحیم مخدومی در کتاب «من مدیر جلسه ام» به نقل از «جعفر فرجی» به گفت وگوی اعضای چهار کاندیدا با مقام معظم رهبری پرداخته است. نویسنده در این اثر درباره برخی از مشکلات ایجاد شده در دوران فتنه اعم از «پیچیدگی های فتنه»، «حواشی مناظره» و «تهدید کاریکاتوری» پرداخته و به بیان خاطراتی از «وحید جلیلی»، «وحید یامین پور»، «مهدی کوچک زاده»، «میثم نیلی»، «حسن منصوری»، «میثم محمد حسنی»، «مازیار بیژنی»، «غلامحسین متو» و «سعید قاسمی» پرداخته است. در بخشی از کتاب میخوانیم:   من مدیر جلسه‌ام آقا وقتی رو تعیین کرد اعضای ستادها صحبت کنن. بعد خودش شروع کرد به صحبت، «بسم‌الله الرحمن الرحیم، من خودم مدیر جلسه هستم، این جلسه رو خودم می‌گردونم و می‌خوام گوش بدم. دوستان هم هر کی هر مطلبی داره، راحت بگه». همه مونده بودن کی شروع کنه و چطوری شروع کنن! در حضور آقا هم نمی‌شد بحث کرد، همه دلشون می‌خواست که نفر آخر باشن. آقا خودش فرمود: «جلسه رو چطوری شروع کنیم؟». بعد ادامه داد: «بر اساس سن کاندیداها شروع می‌کنیم، کروبی، موسوی، محسن رضایی و در آخر هم احمدی‌نژاد. آقای الویری شروع به صحبت کرد، ایشون مسئول راهپیمایی‌های قبل از انقلاب بود، به همین مناسبت گفت: «از اول انقلاب تو راهپیمایی‌ها بودم و تا الان هیچ راهپیمایی به بزرگی راهپیمایی جنبش سبز تا میدان آزادی تو تاریخ ایران نبوده، ما نمی‌تونیم جلوی مردمو بگیریم، باید به ناراحتی و اعتراض مردم توجه بشه». بعد به حالت تهدید ادامه داد: «این انتخابات باید ابطال بشه، تا مردم یه مقدار راضی بشن تو این انتخابات تقلب شده و ...». دلایلی که برای تقلب آورد، همه‌ش به قبل از انتخابات بر می‌گشت؛ که آقای احمدی‌نژاد، رجل سیاسی نیست و شورای نگهبان نباید تأییدش می‌کرد و ... آقا فرمود: «از هر ستادی یک نفر صحبت کنه. صحبت هر کس هم بیشتر از پنج دقیقه نشه. ساعت هم روبه‌رو هست، دوستانی که حواسشون نیست، بغل دستی هاشون یادآوری کنن». آقای نجفی که کنار آقای الویری نشسته بود، گفت: «آقا اگه پنج دقیقه بیشتر شد، بهش می‌زنم». می‌خواست فضای سنگین جلسه رو کمی عوض کنه. آقای کلهر برگشت گفت: «آقا، اینا عادت کردن به کتک زدن!». تیکه‌اش خیلی خنده‌دار بود؛ نه می‌شد خندید، نه می‌شد نخندید، خیلی به جا و به موقع بود، اونا رو اگه کارد بهشون می‌زدی، خونشون در نمی‌اومد. آقای الویری ادامه داد: «آقای احمدی‌نژاد رجل سیاسی نبود و شورای نگهبان نباید تأییدش می‌کرد، اون تقوای لازم رو نداره». سهام عدالت و پخش سیب‌زمینی و ... رو به عنوان تقلب در انتخابات مطرح کرد، بعد گفت: «من پیشنهادی برای حل این بحران که در کشور به وجود اومده دارم». ایشون بیست دقیقه‌ای صحبت کرد. آقا فرمود: «وقتتون تموم شده، نفر بعدی». آقای ثمره، بنده خدا، سه تا جمله گفت، پنج دقیقه‌اش تمام شد، گفت: «آقا پنج دقیقه ما تموم شده، ما چیکار کنیم؟!». آقا گفت« «دیگه بسه». آقای بهشتی از طرف ستاد آقای موسوی صحبت کرد. ایشونم یه تیکه علمایی انداخت و گفت: «انشالله اُزُن خیر باشید»، بعد گفت: «ما داریم به چه سمتی می‌ریم؟ً کشور با بد اخلاقی‌ها و برخوردهای اشتباه تباه شده». درباره بد اخلاقی صحبت کرد و گفت: «نماد تمام بداخلاقی‌ها آقای احمدی‌نژاد و ایشون خیلی دقیق و با برنامه کاندید ما (میرحسین) رو معادل کرد با آقای هاشمی. مردم به اشتباه افتادن و فریب خوردن، این تقلبه و باید انتخابات ابطال بشه». آقا برای هر کس یه چیزی می‌گفت و با شوخی فضا رو آروم می‌کرد. نوبت آقای جعفری رسید، ایشون گفت: «یه سری از آراء افراد لشگری؛ سپاه و ارتش و ... سازماندهی شده بود، جمع‌بندی ما این بود که یه جریانی پشت این هست». آقا به حالت شوخی گفت: «اون کاندیدا ظاهراً خودش نظامی نبوده؟!». وقتی آقا اینو گفت، دانش جعفری اومد پایین و دیگه بقیه حرفاش یادش رفت، یعنی اگه کسی هم می‌خواست سازماندهی کنه، خود محسن رضایی بوده که قبلاً نظامی بوده. دانش جعفری شروع کرد به پرت و پلا گفتن که اون سفری که شما رفتید کردستان و صحبت کردین، همه احساسشون بر این بود که شما دارید از یه کاندیدای خاص حمایت می‌کنید و این سلامت انتخاب رو زیر سوال برد. یعنی صحبت‌های آقا هم نوعی تقلب محسوب می‌شه! همه مونده بودن که دانش جعفری چی داره می‌گه! انتظار می‌رفت این حرف رو نماینده‌های موسوی و کروبی بزنن، نه نماینده محسن رضایی.   دانش جعفری خیلی تیکه بدی انداخت. دانش جعفری تمام حیات سیاسیش رو به لطف آقا داره، چون آقا ایشون رو حمایت کرده. آقا وسط حرفش اومد و گفت: «من حدود بیست ساله دارم این حرفارو می‌زنم و زمانی این حرفای من قطع می‌شه که من تو این دنیا نباشم، تا وقتی هستم این معیارها رو به مردم می‌گم. من باید معیارها رو به مردم بگم و هر کسی بره تطبیق بده. مردم خودشون می‌فهمن کدوم کاندید بیشترین معیارها رو داره و کدوم کمترین، هر کاندیدی می‌تونه بگه من به این معیارها نزدیکتر هستم». آقای کروبی در یکی از سخنرانی‌هاش گفته بود: «منظور آقا از این معیارها من هستم». آقای موسوی هم هر جا می‌رسید می‌گفت: «منظور آقا از این معیارها من هستم». آقای ثمره از آقا تشکر کرد و در پاسخ به شبهات اون‌ها گفت: «هنوز رأی‌گیری تموم نشده، رأی‌ها در حال شمارشه و باز شماری آراء شروع نشده که این‌ها مصاحبه مطبوعاتی می‌ذارن و می‌گن ما پیروز شدیم، اینها فریب کارن...». آقای ثمره خیلی خوب صحبت کرد، گفت: «حقوق بازنشستگان، سهام عدالت و ... همه مصوبه برنامه چهارمه. مصوبه دولت اصلاحاته». یه تیکه هم انداخت که: «وقتی شما نتونستین این کارا رو انجام بدین، این دولت اومده داره انجام می‌ده، این چه ربطی به تقلب داره؟». نوبت شورای نگهبان، آقای کدخدایی رسید، ایشون گفت: «آقایون منظورشون از تقلب چیه؟ این که قبل از انتخابات یه سری اتفاقات افتاده و مردم فریب خوردن و اشتباهی رأی دادن؟ این یعنی اینکه ما به عنوان شورای نگهبان باید یه دستگاه نیت سنج به راه کنیم که کی فریب خورده و کی فریب نخورده؟ ما باید بایستیم و بگیم تو فریب خوردی و تو فریب نخوردی؟ بگیم چون این فریب خورده پس تقلب شده؟! شما ادعا کردین فلان صندوق رأیش خونده نشده، ولی الان دارید می‌گین قبل از انتخابات! قبل انتخابات به ما ربطی نداره شما می‌دونستین آقای احمدی‌نژاد حقوق کارمندان رو زیاد کرده و سهام عدالت تو روستاها پخش کرده، با علم به همه اینها کاندید شدین، اگه این شرایط رو نابرابر می‌دونستین وقبول نداشتین، کاندید نمی‌شدین، مگه تو این یه ماهه‌ای که ثبت نام کردین اتفاق جدیدی افتاده؟!». بعد آقای دانشجو، رئیس ستاد انتخابات کشور صحبت کرد و گفت: «آقای موسوی بیشترین ناظرها رو پای صندوق‌ها داشته و این ادعا قابل قبول نیست». قبلش فکر کردن آقا می‌خواد امتیاز بده، ولی آقا شروع کرد به صحبت و گفت: «چیزی نشده اتفاقی نیفتاده، سر یه چهارراهی تصادفی شده، همه صبر کنن تمام بشه بره». آقای الویری هی دستشو می‌برد بالا که آقا من پیشنهاد دارم، سی ثانیه وقت می‌خوام، بنده طرح دارم برای حل مسئله». آقا فرمود: «دوربین‌ها را بیرون ببرید». وقتی دوربین‌ها خارج شد، آقا فرمود: «آقای الویری شما سی ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می‌دیم». خنده بر لبان همه نشست، آقای الویری گفت: «نه آقا! پنج دقیقه». آقا گفت: «باشه پنج دقیقه». آقای الویری شروع به صحبت کرد: «از دید ما این انتخابات بایستی ابطال بشه. هر گونه تصمیم‌ دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت، بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردمه، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین، حضرتعالی شورای حکمیتی شکل بدید تا میان طرفین قضاوت کنه، آن وقت هر آنچه آن شورا حکمیت کرد، ما هم می‌پذیریم، این کار در زمان امام هم سابقه داشت. مثلاً در دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بود، امام برای حل مسأله شورایی سه نفره تشکیل داد با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد». حضرت آقا اجازه داده بود تا آقای الویری پنج دقیقه صحبت کنه، بلافاصله بعد از این جمله «مشکل حل شد، الویری»، آقا فرمود: «و مشکل حل نشد!». آقای الویری که گویی تمام صحبت‌های خودش رو برباد رفته می‌دید، با تردید گفت: «آقا حل شد». حضرت آقا فرمود: «نه خیر، مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان، نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آن طرف می‌برد، هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد». بعد ادامه داد: «من یه چیزی خدمتتون بگم؛ اون موقع که انتخابات می‌رسه، هی تکرار می‌کنید که رهبری در چارچوب قانون اساسیه و از این به عنوان ژست برای بالا بردن رایتون استفاده می‌کنید، شما که این حرفا رو تکرار می‌کنید، چطوری این جا می‌گید رهبری بیاد از اختیارات فرا قانونی استفاده کنه؟ شما خودتون می‌گید که این اختیار رو نداره. چطوری شورای نگهبان و دستگاه‌های مجری و نظارتی رو کنار بذاره و خودش شورایی تشکیل بده؟! نه تو قانون اساسی و نه هیچ جای دیگه نیست، وقتی آقای خاتمی کاندیدا شد، ایشون اومد به من گفت که رهبری باید در چهارچوب قانون اساسی باشه، من گفتم حرف خوبی زدی ولی یک چیز و به شما بگم؟! شما رئیس جمهوری خواهی بود که بیشترین تقاضاها رو از من خواهی کرد، که از اختیارات فرا قانونیم استفاده کنم. آقای خاتمی بارها از من خواستند که از اختیارات فرا قانونی رهبری استفاده کنم و من گفتم که مکتوب کن. آقای خاتمی همه این‌ها رو مکتوب کرد که خواهش می‌کنم از اختیارات فراقانونی خودتون استفاده کنید. در بین رئیس جمهورها شخصی که بیشترین درخواست رو برای حل بحران‌ها از من داشت، ایشون بود. ولی در مورد ابطال نتیجه انتخابات، صلاح نمی‌دونم که از این اختیارات استفاده کنم، وقتی مکانیزم انتخابات از بین بره، برای حل و فصل بحث‌های سیاسی و انتخاباتی خودشون باید کف خیابون زور آزمایی کنن و محلی برای این که همه تمکین کنن روی یه مطلبی دیگه وجود نداره. امروز شما هستید، پس فردا یکی دیگه میاد می‌گه من این انتخابو قبول ندارم، این تصمیمی که این شورا حکمیت گرفت نباید انتخابات و مکانیزم‌های قانونیش رو زیر سؤال ببره که این باعث می‌شه انتخابات‌ها تو کشور از بین بره». یکی از آقایون دستش رو برد بالا و شروع کرد به صحبت: «آقای احمدی‌نژاد به ما گفته همجنس باز! آقای احمدی‌نژاد گفته طرفدارای موسوی همجنس بازن». من خودم اونجا بودم که آقای احمدی‌نژاد گفت: «نظام‌های لیبرالی اون قدر بدبخت شدن که کاندیداهای ریاست جمهوریشون برای اینکه رأی بیارن می‌آن می‌گن ما همجنس بازی‌رو آزاد می‌کنیم». منظور ایشون امریکا بود، ولی این آقا که وارونه متوجه شده بود، گفت: «باید این انتخابات ابطال بشه». یه گیرهایی هم به شورای نگهبان داد که اعضاش این طوری‌اند و تو انتخابات بی‌طرف نبودن ....». آقا گفت: «آقای فلانی! شما نوعاً آدم احساساتی هستی، بارها شده اومدی یه مطلبی رو به من گفتی، بعد اومدی با گریه اون مطلبو پس گرفتی». این آقا دیگه ساکت شد. آقا ادامه داد: «درباره ابطال انتخابات که هی تکرار می‌کنید؛ اگر تمام دنیا رو به روی من بایستن که باید این انتخابات ابطال بشه، من رو به روی تمام دنیا می‌ایستم و نمی‌ذارم که انتخابات ابطال بشه. ابطال انتخابات، تو دهنی به مردمه! اون زمانی که آقای خاتمی رأی آورد، یه سری از دوستانی که شما هم می‌شناسیدشون جمع شدن اومدن پیش من، گفتن باید انتخابات ابطال بشه، من اونجا آن چنان تشری به اونا زدم که از اون وقت تا به حال دلشون دیگه با من صاف نشد». بعد به شوخی گفت: «البته امیدوارم شما اینطوری نباشید، اونایی که کار اجرایی کردن، می‌دونن که احتمال تقلب ممکنه بین صد، دویست و سیصد هزار رأی اتفاق بیفته، ولی اختلاف سیصد یا پونصد هزار یا حتی یک میلیون رأی نیست! اختلاف یازده میلیون رأیه، شما خودتون می‌دونید که همچنین چیزی نشدنیه و بحث ابطال انتخابات رو بنده به هیچ عنوان زیر بارش نمی‌رم، اگه کسی هم اعتراضی داره بره از مجاری رسمی پیگیری کنه». آقای آخوندی دستشو آورد بالا که می‌خوام صحبت کنم، آقای آخوندی وزیر آقا بوده، داشت می‌گفت من فلان و فلان و ... که آقا بهش گفت: «خودتونو معرفی کنید». با تعجب گفت: «من آخوندی هستم...» آقا گفت: «جدیداً مواضعتونو تو روزنامه دیدم». من به بچه‌ها گفتم آقا بهش تیکه انداخت، یعنی دیگه نمی‌شناسمت. دیگه حرفاش یادش رفت، نمی‌دونست چی بگه، هر چی می‌گفت به ضرر خودشون بود، گفت: «من باجناق آقای ناطق‌نوری هستم، وقتی آقای ناطق رأی نیاورد، شب قبلش برای آقای ناطق پیام تبریک نوشتم، صبحش که آمار اولیه اعلام شد، گفتم باید پیام تبریک بدی و ایشون هم تا قبل از ظهر پیام تبریک رو به آقای خاتمی داد، تو انتخابات بهتره کسی که می‌بازه، اصول رو رعایت کنه و پیام تبریک بده». این یه اعترافشون بود. _ ما می‌دونیم که تو شمارش آراء دست برده نشده، اگه صد بار هم صندوق‌ها رو بشماریم اختلاف‌ها اون قدر جزئیه که نمی‌شه معیار قرار داد. اینم اعتراف دوم. _ ولی قبل از انتخاباتو اعتراض داریم. از طرف ما آقای زارعی و از طرف اونا آقای آخوندی به عنوان ناظر شورای نگهبان بودن، آقای زارعی عصبانی بود، می‌گفت: «این از ظهر به خبرگزاری‌ها می‌گفت ما پونزده میلیون رأی داریم». منم می‌گفتم «چرا دروغ می‌گی هنوز که هیچ خبری نیست و رأی‌ها شمرده نشده!» می‌گفت: «من داخل شورای نگهبان هستم و آرای ما این قدره». وقتی آقا گفت که من دیگه خسته شدم، همه دیگه دستاشونو انداختن و صلوات فرستادن، دو سه نفر رفتن و چند نفری هم که می‌خواستن با آقا صحبت کنن، اومدن دور آقار رو گرفتن، خانم کروبی او جلو، آقا گفت: «چطورید شما حالتون خوبه و ...»، ایشون گفت: «آقا من یه چیزی رو می‌خواستم بگم». آقا گفت: «بفرمایید». گفت: «اگه می‌شه بگید اینایی که دستگیر شدن رو آزاد کنن و ...». آقا گفت: «خانم کروبی، من تو فیلم‌های تبلیغاتی آقای کروبی دیدم که ایشون با افتخار می‌گن که من میرم زندانی آزاد می‌کنم، من مجرم آزاد می‌کنم و ... مگه این افتخاره؟ به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون». خانم کروبی گفت: «آخه یه سری از اینا خانواده شهید، روحانی و ... هستن». آقا گفت: «خانم کروبی خودتون بهتر می‌دونید که خانواده شهید، روحانی و روحانی‌زاده و .. بودن دلیل نمی‌شه». یکی گفت: «آقا می‌دونید که آقای ابطحی رو گرفتن؟!». آق گفت: «نه، من تو این کارا دخالت نمی‌کنم، به ارگان‌های مسئول هم گفتم، که وظیفه خودتونو انجام بدید، من به هیچ عنوان دخالت نمی‌کنم و اصلاً هم در جریان نیستم، که چه کسی رو می‌گیرن و چه کسی رو نمی‌گیرن». آقای طلایی‌نیک گفت: «آقا به بزرگان توهین شده». منظورش آقای هاشمی بود. آقا گقت: «بله، من هم از طریق تلویزیون مثل بقیه مردم نشستم دیدم، واقعاً قلب من به درد اومد، وقتی دیدم توی تلویزیون به رئیس جمهور قانونی مملکت دارن می‌گن دروغگو، دروغگو». و این آخرین تلاش بزرگان سابق برای شنیدن جمله‌ای کوتاه از آقا مبنی بر درستی کارهایشان بود، کارهایی که بهایش خون‌های جوانان و مردم بی‌گناه و به خیابان کشانده و به آشوب کشاندن سرزمین‌ ولیعصر در برابر انظار و تبدیل بهترین فرصت نظام در تاریخ انقلاب به صحنه‌ای زننده و هتک حرمت خون شهدا بود. برای خرید انیترنتی این کتاب به اینجا مراجعه نمائید ]]> کتابخانه دیجیتال Tue, 30 Dec 2014 06:16:16 GMT http://baham91.ir/vdcgzn9q.ak9yx4prra.html کتابی مناسب برای دختران دبیرستانی http://baham91.ir/vdciyraz.t1a3u2bcct.html نمی‌دانستم در سایه حجاب زیبایی ام پایدار تر است کتاب «نمی‌دانستم در سایه  حجاب زیبایی ام پایدار تر است»، پاسخ به شبهات حجاب، در قالب داستانی جذاب، ویژه نوجوانان. این کتاب که به قلم حسن محمودی از سوی مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب ریحانه النبی(س) به چاپ رسیده ، به بیان زیبایی‌های حجاب و عفاف و شبهه زدایی در قالب داستانی خواندنی با تمثیلاتی بسیار شیوا می‌پردازد و نقش آفرینان داستان نیز خود نوجوانان و دانش آموز می‌باشند. مؤلف، مباحث خویش را ضمن دو داستان زیبا و یک واقعه تاریخی، در موضوعات ذیل تنظیم نموده است: تار مو، سختی چادر ،  چرا در نماز، چرا در کلاس، عوامل بد حجابی، مردان حریص،حجاب مانع کار، حداقل حجاب،امام زمان و جنازه زنی خوش حجاب، سلامی‌دوباره به گلها،طلا،میوده بی پوست، حراجی، حصار عفت، مروارید، گردو بازی،… مؤلف ارزش حجاب و گرانبهایی دختران خوش حجاب را ، ضمن تمثیلی زیبا اینگونه به رشته تحریر در می‌آورد: « بدو حراجه! حراج،سیب زمینی و پیازه، بدو نصف قیمت بازار» این صدای بلند فروشنده بود که از بلند گویی که روی باربند وانت آویزان بود در محل، پخش می‌شد.مینا که با این صدا حواسش پرت شده بود، درس را رها کرد، آمد کنار پنجره، با تعجب دیدسیب زمینی و پیازها را پشت وانت آبی رنگ ریخته و آنها را به کمترین قیمت می‌فروختند، پسرکی هم پشت وانت نشسته، آنها را جابجا می‌کرد تا درشت‌هایش بیشتر به چشم بیایند. مینا فکری کردو گفت: چرا تا حالا هیچ طلا فروشی را ندیدم که طلاهایش را عقب وانت بریزد و حراج کند، اما سیب زمینی و پیاز بیجچاره را حراج می‌کنند؟ ….» لازم به ذکر است مؤلف ، جهت محفوظ ماندن مطالب در ذهن مخاطبان، در پایان کتاب، سؤالاتی تستی و تشریحی از متن کتاب آماده نموده ، که نهادهای فرهنگی نیز می‌توانند جهت بر گزاری مسابقه، از آن استفاده کنند. این کتاب تاکنون در  ۹۰۰۰۰ نسخه در ۱۶ چاپ توسط سایر ناشران منتشر گردیده است. و همینک توسط مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب ریحانه النبی ویرایشی جدید، تقریم علاقمندان شده است. موضوع: ادبیات نویسنده: حسن محمودی ناشر: شهاب الدین-قم سال نشر: ۱۳۹۰ تیراژ: ۵۰۰۰ نوبت چاپ: اول شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۱۶۶-۰۶۳-۴ تعداد صفحات: ۷۲ قیمت: ۱۱۰۰۰ ریال قطع: رقعی تاریخ ثبت: ۲۱/۱۰/۱۳۹۰ نام کتاب: نمی‌دانستم، در سایه حجاب زیبایی ام پایدار تر است (همراه مسابقه) ناشر: شهاب الدین- قم (مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب ریحانه النبی) اطلاعات کتاب: تار مو، چرا رنگ مشکی، فلسفه حجاب، عوامل بد حجابی، چرا در کلاس، سلامی‌دوباره به گلها، طلا، میوه بی پوست، حراجی، بوی خوش عطر،… برای خرید اینترنتی این کتاب به اینجا مراجعه نمائید ]]> کتابخانه دیجیتال Wed, 19 Nov 2014 04:20:48 GMT http://baham91.ir/vdciyraz.t1a3u2bcct.html ايده ­پردازي براي فرهنگ­سازي http://baham91.ir/vdciq5az.t1avu2bcct.html به گزارش همه با هم ،طبق روال سایت حرف تو به منظور ارتقای سطح بینش مخاطبان خود هر هفته کتابی را معرفی مینماید که این هفته کتاب پر محتوا و کاربردی" ايده ­پردازي براي فرهنگ­سازي" را به مخاطبان عرضه می‌نماید.مشخصات کتاب:ايده ­پردازي براي فرهنگ­سازيدکتر حسن بنيانيانانتشارات سوره مهرچاپ سوم/ 1388ش/ 2500نسخهپالتويي/208ص/ شوميزشابک: 9ـ504ـ506ـ964ـ978قيمت: 3200تومان نويسندة کتاب به اين نکته اشاره مي­کند که در کنار فراهم بودن محيط لازم براي توليد اثر هنري، داشتن ايده­‌هاي نو و مؤثر و منطبق با گرايش­هاي ديني و انساني، اهميت حياتي دارد. مفاهيم عميقاً انساني و اخلاقي اسلام، زمينة گسترده­اي براي بارور کردن ذهن هنرمندان است اما مشکل در بيان ملموس و اثرگذار آن­هاست. بنيانيان معتقد است که «ما يک معضل بزرگ داريم؛ اينکه مفاهيم بلند ارزشي در اسلام، براي ما بسيار ذهني و دست­نيافتني تلقّي مي­شود زيرا مي­گوييم که اصل دين و قرآن نازل شده و نمي­شود آن را به صورت ساده و قابل فهم و هضم درآورد. حتّي روحانيون هم که اين مطالب را مطرح مي­کنند،‌ در بيان آن­ها هم اين مفاهيم براي انسان دست­نيافتني جلوه مي­کند و طوري حرف مي­زنند که فقط خواص را مخاطب خود مي­دانند، آن هم بعد از چهل­سالگي!»اما اديان الهي و مخصوصاً اسلام، براي اين نازل شده­اند که مردم را در اين دنيا به مسيري هدايت کنند که هم دنيايشان تأمين بشود و هم آخرتشان. اسلام براي همة شئون زندگي فردي و اجتماعي در تمام سطوح سني راهکار دارد و اگر قرار باشد اين راهکارها براي مردم عادّي، قابل دسترس و فهم و اجرا نباشند، فايدة اسلام چيست؟ به قول نويسندة کتاب، «مثلاً جواني که در بيست­سالگي مي­خواهد ازدواج کند بايد با همين راهکارها و دستورات اسلامي به قطعيت در تصميمش برسد. حال چگونه با بيان کلّي و دست­نيافتني از دين مي­تواند تصميمي منطبق بر دستورات ديني بگيرد؟ در اين ميان، آن معارف ديني را بايد با تمثيل­ها و نمادپردازي برسانيم به تصميم­گيري يک جوان در شرايط روز».بخشي از اين خلأ موجود ميان راهکارهاي اسلام و کاربردي شدن آن­ها در جامعه را بايد با هنر پُر کرد. کتاب «ايده ­پردازي براي فرهنگ­سازي» که مجموعه­اي گردآمده از درس­هاي گفته ­شده در کارگاه­هاي آموزشي رويش است، مدعي چنين رسالتي نيست که بخواهد اين خلأ را پُر کند اما راه را به هنرمندان جواني که مي­خواهند داستان بنويسند يا فيلم کوتاه بسازند، نشان مي­دهد و آنان را به عمق جامعه و به لايه­هاي مختلف فرهنگي مي­برد و نشانشان مي­دهد که اين جامعه و اين فرهنگ، در کجاها مشکل دارد و چه معضلاتي به وجود آمده و چرا. اين، کتاب سرنخ­هاست.بنيانيان درباره پديد آمدن اين کتاب مي­گويد: «چون اين خلأ را حس مي­کردم، ‌خودم راه افتادم در استان­ها در قالب طرح رويش، گفتم جلسة اول را خودم مي­خواهم تدريس کنم. در اين کلاس­ها به جاي حرف­هاي کلّي زدن، شروع کردم تجربياتي را که طي سال­ها و در موقعيت­هاي گوناگون به دست آورده و در ذهن داشتم، بيان کنم. گفتم اين ارزشي که در فرهنگ ما هست و بر آن تأکيد مي­کنيم، مصداقش را من به اين صورت ديده­ام. شما اين­ها را پردازش کنيد براي مثلاً يک فيلم کوتاه يا يک داستان. بعد از آنکه ما اين دوره را در استان­ها تمام کرديم و اين بحث­ها مطرح شد، ‌دوستان گفتند از اين کلاس­ها خيلي استقبال شده و خوب است محتواي آن­ها تبديل به کتاب شود. که شد اين کتاب.»کتاب ايده ­پردازي براي فرهنگ­سازي در شش بخش تنظيم شده است. بعد از مقدمه، اولين بخش به هنر و هنرمند اختصاص دارد و موضوعاتي همچون نسبت فرهنگ با هنر، تأثير هنرمند در فرهنگ جامعه، اصالت هنرمند در هنر سفارشي، درمانگري آثار هنري، مسئلة الگو براي ايده­پردازي، آفات جشنواره­ها، توسعه معنويت در هنرمندان و ضرورت علم در عرصة هنر، و... را مطرح مي­کند. اغلب اين موضوعات، مباحث دامنه­داري هستند که دغدغة ذهني دست­اندرکاران هنر و توليد آثار و محصولات هنري­اند و متأسفانه به آن­ها کمتر پرداخته مي­شود در حالي که موضوعاتي اساسي به شمار مي­روند.در بخش بعدي کتاب، با عنوان «جايگاه هنرمندان در پيشبرد و توسعة کشور»، با اين توضيح که نقش هنرمند، تنها توليد آثاري براي پُر کردن اوقات فراغت نيست، اين موضوعات مطرح شده­اند: نقش فرهنگ در پيشرفت و توسعة کشور، شناخت ارزش­هاي اصيل، افزايش نقش هنرمندان در توسعة کشور، فعاليت­هاي مخرّب ناشناخته.در بخش سوم کتاب که دربارة نقش هنر و هنرمند در اصلاح فرهنگ عمومي است، نويسنده موضوعاتي همچون تقويت انگيزة کاري در افراد از طريق محصولات هنري و به ويژه فيلم کوتاه، استفاده از ذخاير فرهنگي در توليد فيلم کوتاه، نشان دادن فاصله بين باورها و رفتارها به قصد اصلاح ديدگاه­ها و تبيين نتايج گناه، و ضرورت توجه داشتن به منافع کوتاه­مدّت در کنار منافع بلندمدّت را پيش مي­کشد. در اين بخش به اين موضوع مهم اشاره شده که تحولات فرهنگي، در هيچ کجاي دنيا مانند ايران اهميت ندارد زيرا نظام سياسي ايران منوط به پشتيباني اکثريت مردم است و اين مردم وقتي از نظام حمايت مي­کنند که آن را واجد گرايش ديني و مذهبي همه­جانبه ببينند و نيز اينکه اهداف آرماني جامعه، فرهنگي است. ضمن آنکه انقلاب اسلامي، اساساً انقلابي فرهنگي بوده و موفقيت­هاي نظام نيز به واسطة انگيزه­هاي ديني و فرهنگي جامعه و نخبگان به دست آمده است.اما از ديدگاه نويسنده از اين امکان درست استفاده نشده، به چند علّت: «يکي عدم درک درست و کامل بخشي از مسئولين از مقولة فرهنگ است و ديگر، دامن زدن هر چه بيشتر به نيازهاي مادّي در جامعه و سوم، استفاده از درآمد نفت و غافل ماندن از امکانات و داشته­هاي غني فرهنگي و هنري، و در نهايت، ضعف مزمن دستگاه­هاي متولّي امر فرهنگ.»«رسالت هنر در حفظ و انتقال سنّت­هاي اصيل فرهنگي» عنوان بخش چهارم اين کتاب است که به رسالت هنرمند در اين زمينه توجه مي­کند و ايده­هايي را براي استفاده در توليد محصولات هنري پيشنهاد مي­نمايد.در بخش پنجم، نقش هنر در حل مسائل فرهنگ تخصصي ـ در اينجا منظور آموزش و پرورش است ـ مطرح مي­شود و نويسنده که مدّت زيادي را در آموزش و پرورش مسئوليت داشته، با تأکيد بر اهميت بنيادين نظام تعليم و تربيت، ايده­هاي مختلفي در اين زمينه به مخاطب ارائه مي­نمايد.در بخش پاياني هم نويسنده به نقشي که آثار هنري در پيشرفت اقتصادي کشور مي­توانند ايفا نمايند، مي­پردازد. اين نقش از طريق فرهنگ­سازي در حوزة فرهنگ تخصصي اقتصاد صورت مي­گيرد.***کتاب ايده­ پردازي براي فرهنگ­سازي، چنان که اشاره شد، کتابِ سرنخ­هاست و از اين زاويه اگر مورد توجه و مداقه قرار گيرد، در بارور شدن ذهن خلاق هنرمندان جوان بسيار مؤثر خواهد بود. در جهان امروز که هر گروه و جرياني مترصد نفوذ و تسلّط بر ذهن نخبگان و بخصوص هنرمندان است، وظيفة دستگاه­هاي فرهنگي و همة دلسوزان فرهنگ ديني و ايراني است که هوشياري لازم را به جوانان هنرمند بدهند تا در شناخت راه از بيراه و بازگشت به خويشتن و شناخت هويت اصيل خود، توانمند شوند. اين نظر نويسندة کتاب که بايد از کلّي­گويي دست برداريم و مصاديق و نمونه­هاي ملموس و امروزي را بيان کنيم، دقيق و درست است. به قول او، «يک جوان بايد بفهمد که دينداري معني­اش کجاست؟ وقتي ماجراي حر را براي او مي­گوييد، جوان تحت تأثير قرار مي­گيرد از آن آزادگي و شجاعت، اما نمي­داند که امروز چگونه مي­توان حرّ بود. مي­توان حرّ بودن در جهان امروز را چنين برايش تبيين کرد که همان وقت که سال سوم دانشگاه صنعتي شريف هستي، و از آمريکا برايت دعوت­نامه مي­فرستند که به جاي اينکه انقلاب اسلامي و ملّت خودت را ياري کني، بيا با ما باش، اگر نه گفتي، حُرّ هستي. به همين سادگي!»يکي از بهترين فيلم­هاي جشنوارۀ رويش امسال، فيلمي بود دربارة الگوي صحيح مصرف. آن فيلم بر اساس يکي از ايده­هاي اين کتاب ساخته شده بود:«يک ايده ساده­اي بود. در کوچه پس کوچه­هاي جنوب شهر، بچّه­ها در کوچه فوتبال بازي مي­کنند،‌ آن وسط هم فاضلاب که از خانه­ها وارد کوچه مي­شود. از پشت پنجره هم يکي به اين­ها دشنام و ناسزا مي­دهد که برويد خانه­هايتان، بعد از ظهر است، مي­خواهيم بخوابيم. چند قدم آن طرف­تر، يک دبيرستان است که درِ آن قفل خورده. زمين واليبال و بسکتبال هم دارد. کسي به اين فکر نمي­کند که درِ آن دبيرستان را باز کند تا اين بچّه­ها بروند آنجا بازي کنند. فيلم کوتاهي که بر اين اساس ساخته شده، ماجرايش در کردستان مي­گذرد. آخرش يک ديوانه مي­آيد توپ را بر مي­دارد و مي­زند به هوا و توپ درست مي­افتد در حياط مدرسه! بچه­ها دنبال توپ که مي­روند مي­بينند حياط مدرسه، زمين بازي است و همان جا بازي مي­کنند.»کتاب ايده­ پردازي براي فرهنگ­سازي يک کتاب کلاسيک نيست اما توانسته است با مخاطبان خود ارتباط خوب و نسبتاً عميقي برقرار کند و آثار اين ارتباط به مرور در محصولات فرهنگي و هنري توليدشده توسط هنرمندان جوان آشکار خواهد شد؛ مثل همين نمونة بالا. شايد يکي از علل موفقيت اين کتاب، همين غيرکلاسيک بودن آن باشد زيرا با روحية جوانان سازگاري بيشتري دارد. اما بايد گفت که خود فکر «ايده­ پردازي براي فرهنگ­سازي» يک ايده نو بوده است و احتمالاً با در نظر داشتن اين موضوع که امروز بيش از هر چيز، به «چريک فرهنگي» احتياج داريم تا با کمترين هزينه و نيرو، بيشترين تأثير و نتيجه حاصل شود.حسن بنيانيان، متولد1332ش. شهر اصفهان و داراي تحصيلات مهندسي ساختمان؛ کارشناسي ارشد برنامه­ريزي توسعۀ اقتصادي و دکتراي مديريت دولتي مي­باشد و تاکنون علاوه بر تدريس، سمت­هايي از جمله رئيس نوسازي مدارس استان اصفهان؛ رئيس سازمان برنامه و بودجۀ اصفهان؛ مشاور امور مناطق سازمان برنامه و بودجۀ کشور؛ معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان نوسازي مدارس کشور؛ معاونت فرهنگي، آموزشي و پژوهشي سازمان مديريت و برنامه­ريزي کشور؛ عضو شوراي مشورتي شوراي انقلاب فرهنگي؛ عضو شوراي هنر شوراي انقلاب فرهنگي؛ عضو کميتۀ فرهنگي شوراي تشخيص مصلحت نظام و... را عهده­دار بوده است. وي از سال 1380ش. به عنوان رياست حوزۀ هنري سازمان تبليغات اسلامي مشغول به فعاليت مي­باشد. از تأليفات وي مي­توان از کتاب­هاي «فرهنگ توسعه» (خط مشي­گذاري در فرهنگ توسعه)؛ «فرهنگ در مديريت توسعۀ اسلامي» و مقالاتي چون «پيوست فرهنگي؛ کليد رفع مظلوميت از فرهنگ»؛ «بوروکراسي؛ آثار و پي­آمدها»؛ «آسيب­شناسي انقلاب اسلامي» و... نام برد. اين گزارش بر اساس مصاحبه­اي که با ايشان انجام گرفته، تنظيم شده و تمام نقل قول­هايي که از ايشان در اين متن ذکر شده، برگرفته از همان مصاحبه است. ]]> کتابخانه دیجیتال Sun, 03 Aug 2014 06:06:29 GMT http://baham91.ir/vdciq5az.t1avu2bcct.html ایران جوان بمان http://baham91.ir/vdchqvnz.23n6idftt2.html كتاب "ايران جوان بمان" به قلم استاد گرانقدر،محسن عباسی ولدی نوشته شده است،که در بخشهای مختلفی به بررسی معضل پیری در ایران می پردازد. به موضوع جمعيت ايران و لزوم جوان ماندن آن مي پردازد كه اين كتاب از مجموعه مباحث برنامه "پرسمان خانواده " كه روز هاي يك شنبه پخش مي شود تهيه و تنظيم شده است. ن کتاب شامل بخش‌های متنوع و مفیدی است که در آن به بررسی چالش‌های جمعیتی و اثرات آن بر مسائل خانواده پرداخته شده است. همچنین، این کارشناس خانواده در این کتاب با توجه به واقعیت‌های زندگی در جامعه امروزی و با طرح دیدگاه‌ها، پرسش‌ها و مسائلی که از سوی مخاطبین برنامه‌های رسانه‌ای پرطرفدار خود از جمله برنامه «پرسمان تربیتی خانواده» در رادیو معارف و برنامه «گلبرگ» در شبکه سه سیما مطرح شده، به بیان راهکارها و مشاوره‌هایی در زمینه آگاه‌سازی خانواده‌ها از مسائل اجتماعی-جمعیتی پیش‌رو پرداخته است. نویسنده این کتاب ضمن استناد به آمارهای رسمی منتشر شده، به نقش پررنگ آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور اشاره کرده و ارائه آن به مخاطبان را در اقناع جامعه بسیار مفید و مؤثر دانسته است. در بخش‌هایی از این کتاب آمده است: شعار «فرزند کمتر؛ زندگی بهتر» چه شد؟!؛ مگر شرایط امروز با دیروز تفاوت دارد؟؛ چرا باید از سالمندی جمعیت، نگران باشیم؟؛ آیا فکری برای اشتغال فرزندان آینده کرده‌اید؟؛ مشکلات اقتصادی و فرزندآوری؛ سنت‌های خدای مهربان و روزی انسان؛ پاسخ‌های عقلی و علمی، نه قرآنی و حدیثی!؛ آرمان‌گرایی بدون توجه به واقعیت‌ها، مساوی با توهم؛ افزایش جمعیت و کمبود منابع طبیعی؛ جایگاه فرزندآوری در اسلام؛ بچه‌های بیشتر، عبادت کمتر؛ ازدواج با خانواده‌ی پرجمعیت؛ زندگی آپارتمانی و بچه‌های زیاد؛ بالا رفتن سن ازدواج؛ و ... این کتاب با قلم روانی نوشته شده است و نگارش شبهات مردم و پاسخ های منطقی مؤلف جذابیت این کتاب را دو چندان کرده است. برای خرید این کتاب میتوانید به اینجا  مراجعه نمائید ]]> کتابخانه دیجیتال Tue, 01 Jul 2014 04:46:14 GMT http://baham91.ir/vdchqvnz.23n6idftt2.html