۱
 
طنز های بلوچستان
تاریخ انتشار : يکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۲
Share/Save/Bookmark
 
طنز های بلوچستان
وبلاگ یساری نوشت :

از یک بلوچ پرسیدند بهترین آهنگ مورد دلخواهت کدومه :

گفتش:یه دل میگه چابهار برم...برم

یک هواپیمای مسافربری توپولف که از تهران عازم چابهار بود


دچار اشکال فنی شد و موتور سمت راستش می ایستد جریان را به برج مراقبت

 چابهار اعلام می کند


برج مراقبت هم جواب می دهد هر طور شده خودت را با یک موتور به باند برسان

 ما برای فرود اضطراری آماده هستیم

کمی بعد خلبان اطلاع می دهد موتور دوم هم از کار افتاده

مامور برج مراقبت فوری با چند نفر متخصص  فنی و غیر فنی مشورت کرده و

به خلبان توصیه می کند:

هر چه میگوییم تو هم تکرار کن چاره ای دیگه نیست:


اشهدان لااله الا اله...اشهدان....


روزنامه صبح زاهدان تیتر کرد:


باران عظیمی در جاده چابهار -ایرانشهر باعث مرگ صدها نفر مسافر شد.این

 چندمین بار است که مسافران این جاده جان خود را از دست می دهند.

یکی از خوانندگان غیور که این مطلب را خواند نامه ای به دولتمردان ایراد کرد:


این باران عظیمی کیست ؟که مسافرین بیگناه را در جاده ها میکشد

از ماموران محترم انتظامی تقاضا داریم در اسرع وقت نسبت به دستگیری این جانی

 قسی القلب اقدامات شایسته را بعمل آورند.


یک همشهری بلوچ که بارها امتحان رانندگی داده و رد شده بود دفعه آخر ماشین را

زد به تنه یک درخت بزرگ در کنار جاده و متوقف شد


از او پرسیدند:اخه مرد حسابی این چه کاری بود که کردی؟


گفت:آقا جناب سروان هی میگفت بپیچ این طرف من هم میپیچیدم این طرف


میگفت بپیچ آن طرف من هم میپیچیدم آن طرف

آخرش هم هیچ ایرادی نمی توانست بگیرد

گفتش:بزن چنار ""(کنار)""


من هم نیگاه کردم دیدم خوشبختانه یه چنار بزرگ همونجا کنار جاده هستش

محکم زدم به چنار ماشین درب و داغون شد

پرسیدند اخرش چی ؟ قبول شدی؟


گفت: چمیدانم آقا جناب سروان همونجا الوداع


و من باز بلاتکلیف ماندم


کد مطلب: 18366
 


 
دانشجویان فقه وحقوق ایرانشهر
۱۳۹۳-۰۶-۱۲ ۱۸:۳۰:۱۰
سلام علیکم.
جالب بود (1332)