ویژه نامه شهادت امام محمد باقر (ع) + پوستر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۵۶
Share/Save/Bookmark
 
ویژه نامه شهادت امام محمد باقر (ع) + پوستر


جنگ و زن : السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

ای خدای باقر !علم نیست آنچه در نزد مردمان است. علم آن است که مظهرش باقر العلوم است. ما را سنگریزه ای از سلسله جبال علوم باقری عنایت کن!

شهادت حضرت امام محمد باقر( ع) تسلیت باد

حـضـرت امـام مـحـمـّدبـاقـر عـليـه السـلام ، پـنـجـمـيـن پـيـشـواى ما بنابر روايتي روز ، اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى .1 در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او اولين فـرزنـدى بـود كـه از پـدر و مـادر فـاطمى ، علوى وهاشمى متولد مى شد زيرا پدرش على بن الحـسين عليه السلام و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بود و به همين جهت او را هاشمّى من هاشميين و فاطمى من فاطميين و علوّى من علويين مى خواندند. در حادثه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكىبود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك می‌شد.

پدر امام

پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیه‌السلام است

مادر امام

فـاطـمـه بـا كنيه ام عبدالله دخترامام حسن مجتبى عليه السلام بود. امام حسين عليه السلام كه بـعـد از شـهـادت امـام حـسـن علیه السلام سـيـّد خـانـدان و كـفـيـل و سـرپـرسـت اهـل بـيـت امـام حـسـن علیه السلام هـم بود، فاطمه را به عقد فرزندش امام سجاد درآورد و دخترش فاطمه حـورالعـيـن را نـيـز بـه عـقـد بـرادر زاده اش حسن فرزند امام حسن درآورد.امام باقر ثمره ازدواج اول و عبدالله محض نيز ثمره ازدواج دوم بود.
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرتامام حسنعلیه‌السلام و ازسوى پدر بهامام حسینعلیه‌السلام می‌رسید. ام عبدالله از بانوان فاضل ، با عفّت ومعظّم اهل بيت عليهم السلام بود. امام صادق عليه السلام درحق او مى فرمايد:جـدّه ام صـدّيقه اى بود كه درميان اولاد امام حسن مجتبى عليه السلام هيچ زنى به پايه او نمى رسيد.
عـظـمـت شـاءن ايـن بـانـو بـه حـدى بـود كـه كـرامـات عـجـيـبـى از او ظـاهـر شـد.

امـام بـاقـر نقل مى كند:
روزى مـادرم كـنـار ديـوارى نـشـسته بود كه ناگاه ديوار شكاف برداشت و صداى ريزش و از جاكنده شدن سختى شنيديم . مادرم با اشاره دست گفت : نه ، قسم به حق پيامبر كه خدا به تو اجـازه فـرو ريـخـتـن نـداده اسـت . پـس ديـوار درهـوا مـعـلق مـانـد تـا مادرم از آنجا گذشت و پدرم صددينار از جانب او صدقه داد.


دوران امامت

دوران امامت امام محمد باقرعلیه‌ السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام سجاد علیه‌السلام است آغاز شد و تاسال 114 هجری یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر علیه‌السلام وفرزندش امام جعفرصادق علیه‌السلام مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است،
ترجمه كتاب‌هاى فلسفى و مجادلات كلامى در این دوره پیش می‌آید , و عده‌اى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می‌شوند .
قاضی‌ها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید می‌آیند و فقه و عقاید وكلام و اخلاق را بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر می‌نماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و ولایت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آلعلى علیه‌السلام متوجه كرده بود و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می‌كشاندند و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرارمی‌دادند.
برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یاآنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون می‌نمودند .اینها عواملى بود بسیارخطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند.
بدین جهت امام محمدباقر علیه‌السلام و پس از وى امام جعفر صادق علیه‌السلام از موقعیت مساعد روزگارسیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى راپایه‌ریزى نمودند .
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلی‌الله‌علیه ‌وآله و قانون عدالت بودند و می‌بایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازند و فقه آل محمد علیهم‌السلام راجمع و تدوین و تدریس كنند .به همین جهت محضر امام باقر علیه‌السلام مركز علماءودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.
در مكتب تربیتى امام باقر علیه‌السلام علم و فضیلت به مردم آموخته می‌شد. ایشان متولى صدقات پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنى هاشم و مساكین ونیازمندان تقسیم می‌كرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت .
كنيه والقاب امام

امـام پـنـجـم ، نـامـش مـحـمـد و كـنـيـه اش ابـوجـعفر. و به چند لقب معروف بود كه مـشهورترين آنها لقب باقر و باقرالعلوم مى باشد پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله آن بـزرگوار را بدين لقب خواند يا به تعبير دقيقتر خداوند او را در تورات با اين لقب معرفى فـرمـود. او را بدين لقب خواندند چون علم را شكافت و در گستره پهناور آن وارد شد.
آن امـام بـزرگـوار را بـه خـاطـر شـبـاهـت بـسـيـار بـه رسول خدا، شبيه هم مى خواندند.
ديگر القاب امام باقرعلیه السالم عبارت بوداز: امين ، شاكر، هادى ، صابر و شاهد.

دوران زندگی امام محمد باقر علیه السلام

امام باقرعلیه‌السلام داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می ‌پوشید.
در كمال وقار و شكوه حركت می‌فرمود. از آن حضرت می ‌پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش می‌پوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن می‌كنى؟
پاسخ می‌داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار، نمی‌توانم تعظیم شعائر دین كنم.
بسیار گشاده‌رو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود. دربخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب وآداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت.
در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى ازنیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى،كمال مواظبت را داشت. می‌خواست سنت‌هاى جدشرسول الله را عملا در بین مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید.

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستان‌ها بیرون می‌ رفت و با كارگران و كشاورزان بیل می‌زد و زمین را براى كشت آماده می‌ساخت. آنچه ازمحصول كشاورزى - كهبا عرق جبین و كد یمین به دست می‌آورد در راه خدا انفاق می‌فرمود. بامداد كه براى اداى نماز به مسجد می‌رفت، پس از گزاردن نماز، مردم گرداگردش جمع می‌شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره‌مند می‌گشتند.
دوران زندگی و شهادت ایشان

امام باقر علیه السلام با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیه معاصر بود كه عبارتند از: ولید بن عبدالملك (96 ق) و سلیمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزیز (101 ق) و یزید بن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقرعلیه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام به نتیجه كامل رسید.

روش كار پیشوایان ما به ویژه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلع نشود. همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتیجه، وسایل تبعید و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر علیه السلام كه پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در روز دوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسید.

بدن مطهر آن دریای بیکران دانش خدایی در قبرستان بقیع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی و امام سجاد علیهماالسلام به خاک سپرده شده است.

اصحاب امام باقر علیه السلام

آوازه علوم و دانش امام باقر(ع) چنان اطراف و اكناف پیچیده بود كه ملقب به باقرالعلوم؛ یعنى شكافنده دانش‌ها گردید.

در مكتب امام ابوجعفر باقرالعلوم كه درود فرشتگان بر او شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند كه اینك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1-ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصیت‌های علمی عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیاری داشت.

والایی دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به او فرمود:
در مسجد مدینه بنشین و به رای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم، مردم فردی چون تو را در میان شیعیان ما ببینند.

2-زراره: دانشمندان شیعه از میان شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، شش تن را فقیه تر می شمرند که زراره یکی از آنها است.
از امام صادق نقل است که فرمود:
اگر "برید بن معاویه"، "ابوبصیر"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پیامبر(معارف شیعه) از میان می رفت؛ آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند. باز فرمود: برید، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگی و مرگ، نزد من محبوب‌ترین مردمان هستند.

3-کمیت اسدی: شاعری سر آمد بود و زبان گویایش در دفاع از اهل بیت، اشعاری پر مغز می سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پیوسته از طرف خلفای اموی تهدید به مرگ می شد.

4-محمد بن مسلم: فقیه اهل بیت و از یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را یکی از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پیامبر به وجودشان پا برجا و باقی است.

مسموم شدن امام باقرعليه السلام

آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود

ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش



امام باقر عليه السلام در بستر بيماري

کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ،

گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعد از گذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند .

درکافي و بصائر الدَّرجات و سايرکتابهاي معتبر روايت کرده اند که حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :
که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقرعليه السلام فرمود :
من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .

علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند به جاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق عليه السلام فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .

پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود :

که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين عليهما السلام من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .

کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقرعليه السلام هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق عليه السلام روايت کرده است که پدرم گفت :
اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .

کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقرعليه السلام به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادقعليه السلام فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند .

شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .

وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .

قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن عليه السلام قرار دارد .

شهادت امام باقر عليه السلام

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگی کرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامی ، تعليم شاگردان ، رهبری اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحيح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه ای از اين وظيفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.

نقش خاتم امام

از آنـجـا كـه هـمـگـى امامان عليهم السلام در شرايط خفقانى باشدت و ضعف زندگى مى كردند وراهـهـاى اظـهـار نـظـر صـريح براى آنان مهيّا نبود، روشهاى گوناگونى براى اظهار نظر و بيان عقايد ومعارف ومنويات خويش پيش مى گرفتند. يكى از اين روشها، به دست كردن انگشتر و حـكّ عـباراتى خاص بر آن بود. هر كدام از امامان به اقتضاى شرايط و حوادث دوران زندگى يـك يـا چـنـد انگشتر داشت وگاهى نيز ازانگشتر امامان قبلى استفاده مى كرد.
عباراتى هم كه بر نگين انگشترها حكّ مى شد بيانگر موضعى سياسى ، مفهومى اعتقادى يا شاخصه اى اخلاقى بود كه بيان و ثبت آن حداقل درهمين سطح لازم بود.

اين مطلب از نوع و تفاوت نقش خاتم امامان عليهم السلام كاملا آشكار مى گردد. به عنوان مثال نقش خاتم امام حسين عليه السلام اين جمله بود:
(ان الله بالغ امره ) خداوند امر واراده خود را به انجام مى رساند.

امـام بـا ايـن شـعـار اين مطلب را اعلام مى كند كه گرچه حكومت ظالمانه اموى زمينه هاى سلطه را بـه طور كامل فراهم كرده وگرچه دستهاى يارى مسلمانان از او دريغ مى شود واو را در غربت و تـنـهـايى وامى گذارند ولى او به وظيفه خودقيام مى كند و مى داند كه خداوند اراده خود را ـ هر چه باشد ـ محقق مى گرداند و تا خداوند با او و او در طريق رضاى خداوند است از هيچ چيز باك ندارد.

واما بعد از امام حسين علیه السلام نوبت به امام سجادعلیه السلام مى رسد و ايشان بر انگشتر خود حك مى كند:
خَزِىَ وَ شَقِىَ قاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي
قاتل حسين بن على علیه السلام خوار و بدبخت شد

و بـا ايـن روش بـر زنـده نـگـه داشـتـن يـاد حماسه عاشورا و ايجاد نفرت نسبت به ظالمان به خاندان پيامبر اقدام مى كند.

امـــام بـــاقـــر عـليـه السـلام نـيـز ايـن روش اعلام راءى ، نظر، مبارزه وتبليغ را ادامه داد و با تـوجـهبـه شـرايـط مختلف دوران امامت خويش انگشترهايى با عبارات متفاوت داشت .

گاهى بـراى يـادآورىياد امام حسين وتاكيد براستمرار مبارزه اى كه آن بزرگوار با ظالمان در پيش ‍ گرفت و تاكيدبـر نـقـش هـدايـتـگرانه امام حسين عليه السلام ، خاتم جدش امام حسين عـليـه السـلام را در دسـت مـىكـــرد و بـراى ايـنـكـه عـزت و اقتدار بنى اميه را پوشالى وتـهـى مـعـرفـى كند همانند عمويش امام حـسـن علیه السلام ، بر انگشترى خود حك كرده بود: "اَلْعِزَّةُ لِلّهِ" هـمـه عـزت از آن خـداسـت و يـا "اَلْعـِزَّةُ لِلّهِ جـَمـيـعاً"ودر انگشترى ديگر حك كرده بود: اَلْقُوَّةُ لِلّهِ جَميعاً.

سلام خاص پيامبرصلوات الله علیه

از ويـژگـيـهـاى امـام بـاقـر عـليـه السـلام ، ايـن اسـت كـه رسـول خـدا صـلى الله عليه وآله ، توسط جابربن عبدالله انصارى به وى سلام رساند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
اِنَّ لاَِبـى مـَنـاقـِبَ ماهِىَ لاِ بائى اِنَّ رَسُولَ اللّهِ قالَ لِجابِرٍ اِنَّكَ تُدْرِكُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ فَاقْرَاءْهُ مِنِّى السَّلامُ.
پـدرم مـنـاقـبـى دارد كـه بـراى اجـدادم ، آن مـنـاقـب نـبـوده اسـت ، ازجـمـله ايـن كـه رسـول خـدا صلى الله عليه وآله به جابر فرمود:
همانا تو محمدبن على را درك مى كنى ، پس سلام مرا به او برسان .
جـابـر عمرى دراز يافت وخدمت امام باقر رسيد و سلام حضرت پيامبر را به وى ابلاغ كرد و از محضر پر فيضش استفاده ها برد.

كلماتی از آن بزرگوار

1-همانا خداوند عزوجل نگاه دارد به وسیله تقوا بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسی ندارد.

2-بردباری جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كنی.

3-خدا بر خویش مهرورزی را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پیشی جسته و از روی راستی و درستی به انجام رسیده، پس چنان نیست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پیش از آن كه آنان او را به خشم آورند...

4-هر ملتی كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نیز علم كتاب را از آنها بگیرد…

5-حریص بر دنیا، همچون کرم ابریشم است که هر چه پیله را بر خود بیشتر بپیچد، بیرون آمدنش مشکل تر می‌شود.

فرآوری : پایگاه فرهنگی مذهبی جنگ و زن
پي نوشت ها:
15 - بحارالانوار، ج 46، ص 213 به نقل از اعلام الورى ، ص 259 و مصباح المتهجد، ص 557وارشـاد ص 279. البـتـه بـعـضـى ولادت او را در سـوم صـفـر سال پنجاه و هفت دانسته اند (بحارالانوار به نقل از روضة الواعظين ، ص 248 و مصباح كفعمى ، ص ‍ 521 و دروس شهيد، ص 154 و كشف الغمه ، ج 2، ص 329).
- بـحـارالانـوار، ج 46، ص 215 واعـلام الورى ، ص 259 واعـيـان الشـيـعه ، ج 8، ص 390.
- كـافـى ، ج 1، ص 469 (كـانـت صـدّيـقـةً لم تـدرك فـى آل الحسن (ع ) امراةٌ مثلُها)
- همان مدرك .
- ر.ك بـحـارالانـوار، ج 46، ص 223 و 225 واصول كافى ، ج 1، ص 390. 22 - حياة الامام الباقر، باقر شريف القرشى ، ج 1، ص 22.
- مناقب ، ج 4، ص 210.
- حياة الامام الباقر، ج 1، ص 22.
–نقش الخواتيم لدى الائمـه ...)
تنقيح المقال ، ج 1، ص 199.
رساله امام محمد باقر علیه السلام، سعد الخیر / روضه كافی ج اول (ص 79 – 75 )
تبیان

برای در یافت پوستر در سایز اصلی کلیک کنید

جنگ و زن

Read more: http://jangvazan.blogfa.com/post/3297#ixzz3Erch8Ru7
کد مطلب: 18907