چگونه با سیره‌ی نبوی (ص) پی به سیره‌ی مهدوی (عج) ببریم؟
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۲
Share/Save/Bookmark
 
چگونه با سیره‌ی نبوی (ص) پی به سیره‌ی مهدوی (عج) ببریم؟

وبگاه "اشراق" نوشت:

حضرت رسول(ص) به عنوان معیار چگونه زیستن و اسوه ی اخلاق و کمال،برای هر مسلمانی یک آئینه ی فضیلت نماست.

قرآن کریم نیز ایشان را «اُسوه» معرفی کرده است:

«لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَ‌سُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ:برای شما در زندگی رسول خدا(ص) سرمشق نیکویی است».1

پیرو آن پیامبر،در شیوه ی رفتار خویش باید به این اسوه بنگرد و خود را با او تطبیق دهد.وقتی پیامبر اعظم(ص) اسوه است،بهترین اسوه جو و اقتدا کننده به این سرمشق کمال،امامان معصوم(ع) خواهند بود که خلف صالح آن پیشوا و پویای راه آن پیغمبرند.

از این رو،در زندگی و شیوه ی عمل حضرت مهدی(عج) بهترین نمونه های این همسانی و همسویی را می توان یافت و اگر جز این باشد،جای سئوال است؛زیرا اولیای الهی،گام جای گام حضرت محمّد(ص) می گذارند و کمال خویش را در هر چه بیشتر شبیه بودن به آن حضرت در خلق و خوی و منش و روش می دانند و به این افتخار می کنند.

با توجه با این نکته،جلوه های متعدد تشابه به سیره ی مهدوی و محمّدی را در روایات می بینیم.این شباهت در یک نگاه کلّی در همه ی ابعاد وجودی و فضایل اخلاقی به گواهی پیامبر اعظم(ص) وجود دارد و آن حضرت،مهدی موعود(عج) را شبیه ترین افراد به خود معرفی کرده است:

«آشبَهُ النّاسِ بی خَلقاً وَ خُلقاً؛او شبیه ترین مردم به من است،در خلقت و اخلاق».2

در حدیث دیگری چنین آمده است:
«التّاسِعُ مِنهُم قائِمُ اهلِ بَیتی وَ مَهدیُّ امّتی،اَشبَهُ النّاسِ بی فی شَمائِلِهِ وَ اَقوالِهِ وَ اَفعالِهِ:نهمین فرزند از نسل امام حسین(ع) قائم خاندان من و مهدیِ امّت من است،شبیه ترین افراد است به من در شمایل و گفته ها و کارهایش».3

گرچه شباهت مهدی(عج) و پیامبر(ص) در شمایل و خلقت و سیمای ظاهری،جزو سیره ی او نیست تا در تبیین همسانی سیره ی امام زمان با پیامبر اعظم(ص)،به آن استدلال شود،لیکن در بسیاری از کتابهای مربوط به آن حضرت،آنچه را در شمایل مهدوی آورده اند،شباهت زیادی به سیمای نورانی حضرت محمّد(ص) دارد و از این جهت نیز جالب توجّه است.به یکی از این نقلها که سیمای پیامبر(ص) را بر اساس روایات معتبر شیعه و اهل سنّت ترسیم کرده است،توجّه کنید:

«چهره اش گندمگون،ابروانش هلالی و کشیده،چشمانش سیاه و درشت و جذّاب،شانه اش پهن،دندانهایش برّاق و گشاهده،بینی اش کشیده و زیبا،پیشانی اش بلند و تابنده،استخوان بندی اش استوار و صخره سان،دستان و انگشتانش درشت،گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی – که از بیداری شب عارض شده – بر گونه ی راستش خالی مشکین،عضلاتش پیچیده و محکم،موی سرش بر لاله ی گوش ریخته،اندامش متناسب و زیبا،هیأتش خوش منظر و رباینده،رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق،قیافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار،نگاهش دگرگون کننده،خروشش دریاسان و فریادش همه گیر».4

و آیا جز این است که همه ی این ویژگیهای شکوه آفرین و جذّاب و دلربا را در احادیث مربوط به شمایل حضرت محمّد(ص) می بینیم؟5

از همه ی اینها گذشته،آن حضرت در اخلاق و رفتار و شیوه ی زندگی و بُعد عبادی و تواضع و حلم و بزرگواری،سخاوت و بخشندگی،جمال و آراستگی،خوشرویی و خوشخویی،تهجّد و خلوت شب و دعا و زمزمه با معبود،جهاد و تلاش روزانه و اشک و نیایش شبانه،عطوفت در برابر ضعیفان و محرومان و شدّت نسبت به عنودان و ستمگران،طبق حدیث یاد شده ی پیامبر،شبیه ترین افراد به جدّ بزرگوار خویش است.

هر چند آن حضرت ظهور نکرده است تا شیوه ی رفتاری و حالتهای شخصی و سیره ی عملی ایشان مشهود باشد و نقل گردد،امّا اگر خلق و خوی نبوی و مهدوی «آینه ای مکرّر» است که در هر کدام،دیگری را می توان مشاهده کرد،مطالعه ی سیره ی حضرت محمّد(ص) آینه ای است که اخلاق حضرت حجّت را نشان می دهد.

روایات و نقل ها،هم امیرالمؤمنین(ع) را،هم حضرت زهرا(س) را شبیه ترین افراد به پیامبر خدا(ص) معرفی می کند،هم علی اکبر(ع) را و هم حضرت مهدی(عج) را.این نشانه ی آن است که شاخه های این شجره ی نورانی و میوه های این بوستان باصفا،همه از یک ریشه ی مفدّس سیراب می شوند و طعم و رنگ و بوی و جلوه ی آنها نیز شبیه هم است.

پس اگر در سیره ی شخصی پیامبر خدا(ص) نوشته اند که:
به نظافت بدن و آراستگی سر و روی و عطر زدن و مسواک می پرداخت،همیشه تبسّم بر چهره داشت،به دیگران سلام می داد،در مجلس هر جا که جا بود می نشست،اغلب رو به قبله می نشست،تا گرسنه نمی شد دست به غذا نمی برد و پیش از آنکه سیر شود دست از غذا می کشید،از بدگویی و بد زبانی دور بود،از مجادله و زورگویی پرهیز داشت،امین و باحیا و راستگو بود،به کوکان ملاطفت می کرد،نشست و برخاستش به نام خدا بود،متواضعانه بر هر مرکبی که فراهم بود سوار می شد و دیگری را هم سوار می کرد،در خانه به خدمتکار و همسرش کمک می کرد،از دیگران عیبجویی نمی کرد،حلیم و بردبار بود،جز برای رضای خدا عصبانی نمی شد،شبها را به یاد خدا به عبادت می پرداخت و از نماز سیر نمی شد و نمونه های فراوان دیگر که در سیرت شخصی و اخلاق فردی و معاشرت او نوشته اند.همه ی اینها را می توان درباره ی حضرت مهدی(عج) هم متجلّی دانست،زیرا رسول خدا(ص) فرمود:او در خلقت و اخلاق و رفتار و گفتار،شبیه ترین مردم به من است.امّا از میان همه ی این صفات،چون «ساده زیستی» امام مهدی(عج) بیشتر مطرح شده و در روایات به آن تصریح شده است،اندکی در باره ی این صفت توضیح می دهیم.

از مهمترین ویژگی های پیامبر(ص) در زندگی فردی،دوری از تجمّل و پرهیز از زرق و برق دنیا بود و چون در مقام رهبری و مسئولیت بود،بیشتر به این نکته توجّه داشت.ساده زیستی آن حضرت که جلوه ای از «زهد» او بود،در خانه،غذا،لباس،مرکب و ابعاد دیگر معیشت جلوه گر بود.پیامبر خدا(ص) لباسی از جنس پنبه می پوشید،از جامه های بلندی که متکبران می پوشیدند پرهیز داشت،گاهی روی حصیر می خوابید،بی آنکه جز آن چیزی زیرش باشد.6

به ابوذر غفاری می فرمود:

«ای اباذر! من لباس خشن و سخت می پوشم،روی زمین می نشینم،بر چهارپای بی زین سوار می شوم و کسی را پشت سرم سوار می کنم.اینها از سنّت های من است.هر کس از سنن من رویگردان شود،از من نیست».7

آن حضرت،عبایی داشت که چون می خواست نافله بخواند،آن را دو تا می کرد و زیر خود می انداخت.هرگز نسبت به جای خواب و رختخواب،عیبجویی و ایرادگیری نداشت.اگر بستر برایش می گستردند،بر آن می خوابید،و اگر رختخوابی پهن نمی شد،روی زمین می خوابید:

«اِن فَرَشُوا لَهُ إضطَجَعَ وَ اِن یُفرَش لَهُ إضطجَعَ عَلَی الاَرض».8

روزی یکی از اصحاب،خدمت آن حضرت رسید،در حالی که وی بر روی حصیری خوابیده بود و حصیر بر پهلوهای آن حضرت خط انداخته بود.گفت:یا رسول الله! کاش بستری گسترده بودید! فرمود:

«دنیا را می خواهم چه کنم؟ مَثَل من و دنیا،مَثَل رهگذری است که در یک روز گرم،ساعتی از روز را زیر سایه ی درختی به استراحت پرداخته،سپس آنجا را واگذاشته و رفته است».9

آن حضرت،روی زمین می نشست و روی زمین غذا می خورد.مثل بندگان می نشست و همچون آنان غذا می خورد و می دانست که بنده است:

«کانَ رَسُول اللهِ(ص) یأکُلُ اَکلُ العبدِ وَ یَجلِسُ جُلُوسَ العَبدِ وَ یَعلَمُ اَنَّهُ عَبدٌ».10

از این نمونه ها که گویای پارسایی و ساده زیستی آن حضرت است،در مورد لباس و غذا و مسکن و زندگی بی تکلّف و دل نبستن به علایق مادی بسیار است که به این چند نمونه اکتفا می شود.

درباره ی زندگی ساده و پرهیزگارانه ی حضرت مهدی(عج) نیز احادیثی متعدد نقل شده است.ابوبصیر نقل می کند که از امام صادق(ع) شنید که می فرمود:چه عجله ای برای خروج و ظهور قائم دارید؟ به خدا سوگند،جامه ی او جز جامه ی زبر و خشن و غذای او جز نان جو نیست.11

از حضرت رضا(ع) نیز درباره ی ساده زیستی حضرت قائم در لباس و غذا نقل شده است:

«وَ ما لباسُ القائمِ اِلّا الغلیظُ وَ ما طَعامُهُ اِلّا الجَشِبُ؛لباس قائم،جز جامه ی خشن و خوراک او جز غذای سخت و خشک نیست».12

به روایت یعقوب بن شعیب،امام صادق(ع) به او فرمود:«دوست داری پیراهنی را که حضرت قائم،هنگام ظهورش بر تن دارد به تو نشان دهم؟ گفتم:بسیار مایلم که آن را ببینم.حضرت صندوقچه ای را طلبید و آن را باز کرد و از داخل آن پیراهنی از جنس کرباس بیرون آورد و آن را باز کرد.در گوشه ی آستین چپ آن لکّه ی خونی بود.

امام فرمود:این،پیراهن پیامبر خدا(ص) است و در روزی که چهار دندان پیشین آن حضرت را در جنگ احد شکستند،آن را بر تن داشت و حضرت قائم در حالی که این پیراهن را بر تن دارد،قیام می کند.13

زهد و ساده زیستی امیرمؤمنان(ع) مشهورتر از آن است که انکار شود،یا دلیل بخواهد.سیره ی حضرت مهدی(عج) در لباس،شبیه آن حضرت است که قیمت جامه اش گاهی چند درهم ناچیز بود.به فرموده ی امام صادق(ع):

«اِنَّ قائِمَنا إذا قامَ،لَبِسَ لِباسَ عَلیٍّ وَ سارَ بِسیرته:هرگاه قائم ما قیام کند،لباس علی(ع) را می پوشد و به شیوه و سیره ی او عمل می کند».14

ساده زیستی در امامان شیعه(ع) بویژه وقتی در موقعیت حکومت و رهبری قرار می گیرند،یک سیره ی متداول است و اوج آن را در آغاز قیام امام زمان(عج) برای بسط عدالت در جهان است و چنان ساده پوشی،اقتدا به روش امام علی(ع) است و روش علی(ع) هم روش پیامبر خداست.

پی نوشت ها
1- سوره احزاب،آیه 21.
2- کمال الدین،ص 287.
3- النّجم الثاقب،ج 1،ص 272.
4- خورشید مغرب،محمد رضا حکیمی،ص 32.
5- برای آشنایی با شمایل آن حضرت،ر.ک:«سنن النبی»،علامه طباطبایی؛مکارم الاخلاق،شیخ طبرسی؛بحارالانوار،علامه مجلسی،ج 16.
6- سنن النبی،صص 126 و 123.
7- همان،ص 131.
8- المحجَّة البیضاء،ج 4،ص 130.
9- بحارالأنوار،ج 16،ص 239.
10- المحاسن،برقی،ص 456.
11- منتخب الاثر،ص 307،حدیث 3.
12- همان،ص 307،حدیث 1 و 2.
13- اثبات الهداة،ج 3،ص 542.
14- بحارالأنوار،ج 41،ص 159؛وسائل الشیعه،ج 3،ص 348،حدیث 7.
منبع : همگونی سیرۀ نبوی و سیرۀ مهدوی – جواد محدثی.

 

 

انتهای پیام

کد مطلب: 19456