ماجرای كشته شدن علیخان سربندی حاكم سیستان
داستان نوشت
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۳۲
Share/Save/Bookmark
 
ماجرای كشته شدن علیخان سربندی حاكم سیستان
وبلاگ شهریار زاهدان نوشت : چون سردار علیخان از تهران بازگشت قلعه فلك سار را بر فراز تپه های بلند سه كوهه بنا كرد و متناسب با خواسته شاهزاده خانم قاجاری در ساختمان آن سلیقه ها بكار بست وضمن گچ بری های زیبا كه بعضا هم چنان پایدار است، روزگار را باهمسر قجری اش به خوشدلی می گذرانید تا چرخ كج رفتار ناپایداری عمر بی اعتبار را در آینه حوادث آشكار ساخت.

از آن روز كه به حكم سردار علیخان، لطفعلی خان را از فیض باصره زائل گشته وشب طولانی عمر سایه خویش را بر روزگار تاریك تر از امید وی غنوده بود برادران بزرگ تر را كینه آشتی نا پذیری در دل بود و آنان را شوق انتقام كمر بسته صبر وسكوت می ساخت تا به سال 1232 شمسی كه اسباب كار فراهم آمد و گردش روزگار بهانه بدست آنان داد.

قضا راچنین اتفاق افتاد كه شبی سردار علیخان را برجماعتی از طایفه خلیلی كه از شمشیر زنان او بوده و بقرب جوار سكوهه می زیستند خشمی سهمگین پدید آمد تا سوگند خورد كه جمله ی مردان طایفه را از فیض دیده محروم خواهد نمود.

این سوگند كه بدون تردید به مرحله عمل در می آمد یكی از سران طایفه یعنی كدخدا درویش ، عبدالله خلیلی را كه از مشاورین علیخان و ضابط علی الراس او بود واداشت تا شبانه خود را به قریه اكبر عباس محل سكونت تاج محمد خان و برادران او برساند ودرحالیكه كدخدا علی اكبر میرشكار نیز آنجا حضور داشت موضوع را با آنها در میان گذاشته درخواست چاره اندیشی كند.

این موضوع مقدمه ای شد كه طرح كشتن علیخان توسط تاج محمد خان سربندی و با كمك دو طایفه ی خلیلی و میرشكار ریخته شود و پس از چند روز گروهی مسلح به شمشیر، با كمك پیشخدمت شخصی علیخان كه از بستگان نزدیك كدخدا علی اكبر میرشكار بوده شبانگاه وارد اتاق خواب او شدند و قبل از اینكه دست به عكس العملی بزند او را كشتند و متاسفانه این سردار نام آور سیستانی را مثله كردند.

جنازه قطعه قطعه شده ی سردار علیخان سربندی به وسیله مردان طایفه براهوئی دفن گردید وشاهزاده قمر سلطان بوسیله فرستادگانی كه از مركز ماموریت یافته بودند به تهران عودت شد....

شاعر چه زیبا میگه:
گفتا كه كرا كشتی تا كشته شوی زار *** باز كجا كشته شود آنكه تو را كشت
کد مطلب: 19367