یک مشت باوراصیل اما فراموش شده

30 مرداد 1392 ساعت 11:07


وبلاگ حریم اسمانی نوشت : درد ما درد فرهنگ ست فرهنگی که این روزها خیلی ها یادشان رفته زیر بنایی داشت به نام اعتقاد ،اعتقادی به نام خدا و زمانی که این باور در ذهن ما آبیاری نشود بود و نبودش بی فایده ست چنین فرهنگی نمی تواند تعیین کننده جایگاه ما در جامعه باشد درد جوانان ما این نیست که حجاب را باور ندارندو پوشش معقول را نمی پذیرند و به دنبال ایجاد تنوع دنبال پوشش نو ومتفاوتند دردشان اینست که فرهنگ غرب همنوا با آنان ساز محبت را کوک میکند و برای همه سلایق برای همه زمانهاو ازهرایل و تباری برنامه دارد، پوشش دارد، حجاب دارد، مد دارد،اما برنامه غرب برای یک جوان ایرانی بی سرو سامانی ست پوششش عریانی و حجابش بی حجابی و آخرین مدش رسیدن به شهرت هنرپیشه های یهودی منسب هالیوود که حتی در خود آمریکا هم جذبه ای ندارند چه رسد به ایران ما باید برای جوان حلاجی کرد و او را به این باور رساند که یک فرهنگ بیگانه نمی تواند در جامعه ای که افتخارش سنتهاست که افتخارش یک میراث 1400 ساله است تایید شود،جوانه زند و دوام یابد وقتی نای بلند شدن نداریم و نا توانیمان را پشت یک ذکر یاعلی مدفون می سازیم وقتی ایام فاطمیه رادر سال به جای یکبار چندین بار آنهم پرشور بر گزارمی کنیم و در جبهه های نبرد برای سربند یا زهرا سرو دست می شکنیم وقتی بوی محرم که می آید بوی خوش حضور یا حسین بوی سینه زنی و زنجیر زنی گهواره اصغرو حجله قاسم و نوحه عباس ...پیامدش می شود دو چشم خیس ویک دل شکسته و یک ذکر لعنت الله یزید، یعنی این فرهنگ قدمت دارد و در تن و جان ما رسوخ کرده چونان خون که دررگ می جوشد و چون از حرکت ایستد یعنی ما فنا شده ایم ،به نیستی رسیده ایم به رکود و این یعنی مرگ تمام ارزشهاو اینگونه است فرهنگ اهل بیت، نباید گذاشت ارزشها بمیرد ،باید ساقه های در خت حجاب را قلمه زد و ریشه هایش در جا ی جای اعتقادات عادتها مجالس و محافل و...به آب رسانید تا در ختی شود ثمره اش یک جوان انقلابی یک جامعه انقلابی یک ایران انقلابی تمام اینها یعنی این که ما یک فرهنگ داریم مفتخر به حضور اساطیرناب کهن یعنی وقتی گذر این همه سال نتوانست گردی بر این عقاید بنشاند موی رنگ کرده و صورت بزک کرده و تن عریان کجا یارای مقاومت دارد دیده ام به چشم خویش همین ها که در کوچه وخیابان به هوای ترمز کردن یک ماشین لوکس خودرا آراسته اند با نزدیک شدن به مراسم امام حسین (ع)روسری خودرا جلومی کشند سر به زیر می اندازند و تمام تلاش خود را می کنند که فارغ از هر حالی به حال گریه بر حسین برسند به حال لمس لحظه داغ کربلا جوانان ما بد نیستند راه را خطا رفته اند تابلو که بزنیم می فهمند کوچه بن بست است به درون کوچه نمی روند تابلوکه بزنیم جاده در دست تعمیر ست به هوای رسیدن به یک باغ سبز آواره کویر بی حجابی و بد حجابی نمی شوند خیابان یکطرفه را باید تابلو زد که اگر دختری،پسری از این خیابان رفت و ...این جاده یکطرفه است و بی بازگشت، دور زدن ممنوع ست را باید برای جوان حلاجی کرد .امروز درد جوان ما درد تجربه است جوان جا برای تجربه می خواهد ولی با جان بهایش رامیپردازد منطقه خطر را با روبان تبلیغ و امر به معروف باید تزیین کرد نهی از منکر را باید درست ادا کرد جوان ما پاکست به هوای شنا میان سراب می رود اما ناگهان مرداب مد و به روز بودن چنان وی را به درون می کشد که یادش می رود سر ی از مرداب بیرون بیاورد نفسی تازه کند اکسیژنی بگیرد همان زیر می ماند، میشود یک نفس کش در لجنزار مد ،مد هم اعتیاد می آورد باید فرهنگها را ساخت نبوغ را باور کرد قصه را از نو حلاجی کرد و بعد به خورد جوانان داد حجاب فقط یک پوشش نیست اعتقاد ست اعتقادی که سازنده نسلی پاک و روشن ضمیرست. !


کد مطلب: 6740

آدرس مطلب: https://www.baham91.ir/vdci.5aqct1ayubc2t.html

همه با هم
  https://www.baham91.ir